منوی اصلی
صفحه نخست alh luvtd ;kdn تبیان
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما فقط مطالبی که در قسمت 1- "مطالب،نواها ونماهای تولیدی وبلاگ" 2- :"مطالب و مقالات تولیدی نویسنده" 3- و قسمت : " نرم افزارهای تولیدی نویسنده وبلاگ" میباشد مربوط به نویسنده(بنده) وبلاگ است تمام این مطالب به تلاش خود نویسنده به دست آمده و از هیچ وبلاگی کپی گرفته نشده حتی سعی کرده ام که کالاهایی که دوستان دیگر معرفی کرده اند،معرفی نکنم تا کالاهای جدید را معرفی کنم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم تشکر
صفحه ها
دسته
لينك دوستان
1- توليد ملي ، سرمايه ايراني
2- سازمان زنان انقلاب(منطقه 6)
3- حمايت ازتوليدملي
4- حمايت از توليد ملي(فرمان رهبرم)
5- ذائقه ايراني ، كالاي ايراني
6- توليد ملي
7- ما ميتوانيم
8- ما ميتوانيم (made in iran)
9- حمايت از توليد ملي
10- ساخت ايران
11- توليدات با كيفيت
10- ايران وطن من
11- توليد ملي حمايت از كار وسرمايه ايراني
12- توليد ايراني افتخار جهاني
13- تك راه(بانك محصولات ايراني)
14-ساخت ايران
15-توريسم ايران
16-ايراني باكيفيت
17-توليد ملت
18-توليد ملي ايران
20-حمايت از توليدات با كيفيت
21-حمايت اقتصادي+توليد ملي
22-حمايت از توليد ملي،كار و سرمايه ايراني
23-توليد ايراني بخريم
24-توليد ملي
25-ايران وطن من
26-ايران سازان
27-راههاي حمايت از توليد ملي
28-توليدات ملي
29-به رنگ ملي
30-ساخت ايران
31-حمايت از اقتصاد ،كار وتوليد ملي
32-كالاي ايراني بخريم
33-توليد با كيفيت ملي
34-روايت 91
35-آسيب شناسي توليدات ملي
36-توليد ملي اقتدار ملي
37-توليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني
38-توليد ايراني-افتخار جهاني
39-سرآمد
40-باور ملي،حمايت از كار و سرمايه ايراني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 366758
تعداد نوشته ها : 604
تعداد نظرات : 58
این سایت را حمایت می کنم
Online User
Rss
لوگوی ما



لوگو دوستان
آخوندخراساني: بر مسلمان واجب است لباس ذلت از تن بيرون كنند و لباس عزت بپوشند
پوشاندن لباس عزت بر تن ملت ايران با تأسيس شركت اسلاميه در دوران قاجار
وقتي ايرانيان خواستند لباس عزت بر تن كنند
 مرحوم آخوند خراساني در حمايت از تاسيس اين شركت گفت: بر مسلمان لازم است كه لباس ذلت [توليد خارج] را از تن بيرون كنند و لباس عزت [ساخت داخل] را بپوشند.»

به گزارش پايگاه اطلاع رساني توليد ايراني، با گسترش روابط ايران و اروپا در قرن ۱۸ ميلادي به تدريج سيل كالاهاي اروپايي به ايران سرازير شد، اين سيل ويرانگر، توليد كالاهاي ايراني را به تدريج با مشكلات مختلفي دچار كرد. اگر چه در ابتدا بسياري از مردم از تاثير اين نوع تجارت يك طرفه ميان ايران و كشورهاي اروپايي آگاه نبودند ولي به تدريج با نمودار شدن آثار اين نوع تجارت، بزرگان، علما و مردم نسبت به ورود كالاهاي خارجي به ايران واكنش نشان دادند و تحريم كالاهاي خارجي و اروپايي را راهي براي مبارزه با استعمار روس و انگليس قرار دادند.

شركت سهامي عام اسلاميه به‌عنوان يكي از نخستين  و مهمترين كارخانه‌هاي دوران  قاجار كه با هدف تأمين منسوجات مورد نياز مردم ايران و مقابله با وابستگي به خارج تأسيس شد، تنها يكي از نمونه‌هاي تلاش‌ مردم ايران براي حمايت از توليد داخلي و مقابله با ورود انواع كالاهاي خارجي به كشور بود.

شركت اسلاميه با تلاش و حمايت اغلب بازرگانان و علماي اصفهان، كاشان و شيراز به ويژه  آيت الله آقانجفي و آقا نورالله نجفي اصفهاني در فروردين ۱۲۷۸ شمسي  تأسيس شد.

شركت اسلاميه  به سرعت با استقبال گسترده مردم در خريد سهام و همچنين محصولات خود مواجه شد و به تدريج شعبه‌هايي در بسياري شهرها و همينطور در خارج از ايران ايجاد كرد. اين شركت نخستين تلاش در صنعت مدرن در ايران خصوصا در زمينه نساجي بود ولي  به فعاليت  صرافي نيز اشتغال داشت و يكي از زمينه‌هاي تاسيس بانك و بانكداري و  سهام در ايران به شمار مي‌رفت.

علما كه خود در راه اندازي و تدوين اساسنامه آن حضور داشتند در ادامه  براي تحريم كالاهاي ساخت خارج و استفاده از كالاهاي ايراني به‌طور جدي تلاش كردند.

سيد جمال الدين واعظ اصفهاني از خطباي دوره مشروطه، كتابي به نام "لباس التقوي " در دفاع از راه اندازي اين شركت نوشت  و علمايي همچون آيت الله سيد كاظم يزدي صاحب عروه ، آيت الله العظمي سيد اسماعيل صدر عاملي، آيت الله شربياني ، ميرزا محمد حسن مامقاني و ملا فتح الله اصفهاني بر آن مهر تاييد زدند.

همچنين آخوند خراساني (ره) در 1315 ق به دعوت تني چند از علماي ايران، همراه با گروهي ديگر از مراجع تقليد فتواهايي در تحريم كالاهاي خارجي و حمايت از كالاهاي داخلي و به منظور رفع نياز كشور به بيگانگان صادر كرد و در تأييد «شركت اسلاميه» ، علاوه بر خريد منسوجات آن، بر كتاب لباس التقوي، واعظ هم تقريظي نوشت: «بر مسلمان لازم است كه لباس ذلت [توليد خارج] را از تن بيرون كنند و لباس عزت [ساخت داخل] را بپوشند.» همچنين در نامه‌اي به مظفرالدين شاه، او را به حمايت از اين شركت سفارش كرد.

روزها از اين تلاش‌ها مي‌گذرد و هنوز بعد از نزديك به دويست و اندي سال از تلاش بزرگان ايران زمين در حمايت از توليد و مصرف كالاهاي ساخت داخل، بازارهاي كشور در تسخير كالاهاي خارجي است كالاهايي كه خريد هر كدامشان موجب از دست رفتن شغل و حرفه يكي از فرزندان ايران خواهد بود.

منبع:http://tolideiran.ir

خاطره‌هاي بزرگان ايران زمين در حمايت از توليد ملي
 
امير كبير گفت: ايران نبايد بازار فروش كالاھاي خارجي باشد،‌ بلكه بايد اساس اقتصاد مملكت را بر تھيه اين كالاھا در داخل كشور مبتني نمود .

به گزارش پايگاه اطلاع رساني توليد ايراني، ميرزا تقي خان امير كبير صدر اعظم شھيد ايران در دوره قاجار، همانطور كه در ميان همه افراد جامعه ايراني با عنوان پدر مدرسه ايران شناخته شده است، در حوزه اقتصاد نيز بنيادهاي نظري و عملياتي نويني را وارد معادلات ذهني ايرانيان كرد.

پس پر بيراه نيست اگر امير كبير،‌ نخستين عصرآفرين اقتصادي ايران را در به واسطه از خودگذشتگي كه در راه آبادي ايران نشان داد و تلاش‌هاي صادقانه‌اي كه در حمايت از اقتصاد خود بسنده داخلي كرد، با عنوان « مرد ميهن» خطاب كنيم.

 مرد ميهن معتقد بود كه ايران نبايد بازار فروش كالاھاي خارجي باشد، بلكه بايد اساس اقتصادمملكت را بر تھيه اين كالاھا در داخل كشور مبتني نمود . اين كار احتياج به سرمايه و كارگر فني و مديريت اصولي داشت و اين ھر سه عامل در ايران آن روز تا حدي موجود بود.اما مانع اساسي چنين تحولي يعني جانشين ساختن تدريجي صنايع دستي متوسط با صنايع ماشيني، ضديت صريح استعمار خارجي بود كه اميركبير اين عامل عمده را نيز خلع سلاح كرد .

 

گشايش نخستين كارخانه‌هاي ايراني

ميرزا تقي خان به منظور بسط صنايع،‌ سرمايه كافي در اختيار اھل فن گذاشت و كارخانجات شكرريزي در ساري و ريسمان ريسي و چلواربافي در تھران و حرير بافي در كاشان و سماور سازي و كالسكه سازي در اصفھان و تھران تاسيس كرد .

وي با تشويق استادان در ايجاد مسنوجات و مصنوعات جديد و انجام اختراعات در اين زمينه ھا در اصفھان و كاشان اقدام به تاسيس كارخانه ھا ماھوت سازي و دادن دستورات لازم در اين خصوص به نماينده ايران در اتريش و صدور امريه اي مبني بر ايجاد نمايشگاھي از محصولات صنعتي ايران در تھران كرد كه ھمه اينھا علامت درك صحيح امير كبير از قوانين دروني اقتصاد سرمايه داري كه در جھت نابود ساختن صنايع يدي عمل ميكرد، است . او عده زيادي از خبرگان و استادكاران را براي آشنايي با فنون و صنايع جديد به مسكو و پطرزبورگ فرستاد. اينھا پس از بازگشت به ايران كاغذ گرخانه اصفھان.بلور سازي تھران و كارگاه ھاي چدن ريزي و نساجي را در ساري بوجود آوردند .

 

توسعه صنايع دستي

از سوي ديگر در پرتو حمايت و ھدايت امير رشته ھايي از صنايع دستي كه قابليت توسعه را داشتند چه از نظر كميت و چه از نظر كيفيت و مرغوبيت در راه تحولات اساسي افتادند.چنانكه شال ھاي كرماني معروف به شال اميري به چنان نفاستي از بافت و از لحاظ جنس رسيد كه از شال ھاي كشميري پيش افتاد و شال جوغان پشمين مازندران كه به دستور امير بجاي ماھوت خارجي به لباس سربازان اختصاص يافت توليد وسيع و با ارزشي پيدا نمود .

منبع:http://tolideiran.ir

خاطره‌اي از مقام معظم رهبري درباره اعتماد به توان داخلي:


>>منطق‌شان اين بود كه ما نفت داريم؛ مثل آقاها مي‌نشينيم و برايمان مي‌آورند<<

 شما چه مى‌گوييد و به چه چيزى اعتراض مى‌كنيد؟ امروز اروپايى‌ها و غربى‌ها مثل نوكر دارند براى ما كار مى‌كنند. ما نفت داريم، پول داريم، پول مى‌دهيم و آنها كارگر مايند و مثل نوكر دارند براى ما كار مى‌كنند! اين، منطق يك نماينده‌ى مجلسِ آن روز است!

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني توليد ايراني، مقام معظم رهبري در ديدار مهندسان و محققان فني و صنعتي كشور در اسفندماه سال ۱۳۸۳ در بخشي از بيانات‌شان واردات بي‌رويه را تقبيح و بر تقويت روحيه خودباوري به ويژه در عرصه توليد تأكيد كردند.

ايشان در بخشي از بياناتشان فرمودند: «... از اواسط دوره ى قاجار نشانه هاى پيشرفت اروپايى در كشور ما بتدريج شروع كرد ظاهر شدن. روشنفكران ما كسانى بودند كه به اروپا مى رفتند يا نوشته هاى آنها را مى خواندند؛ لذا با پيشرفتهاى آنها آشنا مى شدند و خود را در مقابل آنها ناتوان و حقير مى ديدند. اين حرفِ تكرار شده يى است از طرف روشنفكرهاى صدر مشروطه، كه ما فقط و فقط بايد دنبال غربى ها راه بيفتيم و به هرچه آنها مى گويند، در همه ى شؤون زندگى مان عمل كنيم؛ اين حرفى كه از تقى زاده و ديگران نقل شده و واقعيت هم دارد.

اينها مى گفتند ما بايد ۱۰۰ درصد به نسخه ى آنها عمل كنيم تا پيش برويم؛ يعنى مجال ابتكار، ابداع، خلاقيت و نگاه بومى به مسائل علمى و صنعتى مطلقاً در محاسبه ى اينها نمى گنجيد. اين را از اين طرف حساب كنيد؛ حالا طرف مقابلى كه ما توصيه مى شديم به اين كه از او تبعيت كنيم، چيست؟ همان انقلاب صنعتى و انقلاب علمى و پيشرفت علمى يى است كه نگاهش فقط محدود به چارچوب كشور خود نمى شود؛ بلكه به دنيا به چشم يك ذخيره و يك انبار بزرگ كه بايد از آن استفاده كند و ببلعد تا اين كه بتواند حجم خودش را بيشتر كند و خود را توسعه دهد، نگاه مى كند.

اين زمانى كه من اشاره مى كنم، زمانى است كه بيش از صد سال از شروع استعمار گذشته بود؛ يعنى پرتغالى ها، اسپانيايى ها، انگليسى ها، هلندى ها و بخش هاى مختلف اروپا به مناطق ثروتمندِ دست نخورده ى دنيا، از جمله منطقه ى ما، منطقه ى اقيانوس هند، شبه قاره ى هند، اندونزى، آفريقا و بقيه ى مناطق گوناگون دست انداخته بودند و آن ثروتهاى عجيب و دست نخورده را پيدا كرده بودند. البته خُلقيات اروپايى ها هم در اين كار تأثير داشت. بعضى از اين خُلقيات مثبت است، بعضى از آنها منفى. من از كسانى نيستم كه غربى ها را يكسره داراى خُلقيات منفى بدانم؛ نه، خلقيات مثبتى هم دارند؛ خطرپذيرند، شجاعند، دنبالگيرند. اينها سوار كشتى شدند، راه افتادند، رفتند تا به كشورها و مناطق دست نخورده برسند؛ يعنى انبارهاى ثروت طبيعى. آسيا را فتح كردند، آفريقا را فتح كردند، طبعاً آمريكا را هم فتح كردند.

وقتى در ايران، متفكرِ عالمِ سياسى ما مى گويد ما بايد ۱۰۰ درصد كوچك ابدال غربى ها و دنباله روِ آنها شويم، چه وضعى پيدا مى كنيم؟اگر آن طرفى كه ما مى خواستيم كوچك ابدال و نوچه و دنباله روِ او بشويم، انسان منصف و موجود عادلى بود و قصد تجاوز و تعرض نداشت، خيلى خوب بود؛ اما طرف مقابل ما كى بود؟ آن موجود متعرض، متجاوز و نگرنده ى به گستره ى عظيم جهانى با عنوان يك انبار مواد رشد و تعالى زيستى؛ ما شديم كوچك ابدالِ او. او هم وارد شد و علم و صنعت خودش را به ما نداد؛ ما را تربيت علمى و فرهنگى نكرد، مثل استاد دلسوزى كه شاگرد را تربيت مى كند؛ ما در دوران نوسازى علمى و صنعتى ايران و به قول آقايان، دوران مدرنيزاسيون - كه بنده از اين گونه تعبيرات خوشم نمى آيد - شديم مثل يك كارگر ساده ى ساختمانى در اختيار يك معمار و يك مهندس. يك كارگر ساده ى ساختمانى چه كار مى تواند بكند؟ بله، در ساختن خانه نقش دارد، اما صرفاً نقش جسمانى و غيرفكرى؛ گِل بده، آجر بده، گچ بده، يا اينها را روى هم بچين. دوره ى انحطاط ما از اين جهت است.

ايرانىِ هوشمند و بااستعداد، در اين فضا مجبور بود يكى از دو كار را بكند؛ يا تن بدهد و تسليم اين وضعيت بشود، يا از كشور خارج شود و در خدمت ديگران قرار بگيرد. در صنايع نظامى و هوايى - صنايعى كه ما در طول چند سال گذشته اطلاعاتى راجع به آنها پيدا كرده ايم - مهندسانى كه امروز در اين كشور مى توانند هواپيما و پيچيده ترين قطعات را بسازند و ساخت معكوس كنند، در آن زمان وظيفه شان اين بود كه چك ليست هواپيما را بگيرند، بروند سركشى كنند و بيايند بگويند اين قطعه درست است يا درست نيست. اگر قطعه يى هم معيوب بود، آن را دربياورند، تحويل مهندس بيگانه بدهند تا او آن را به خرج ما سوار هواپيما كند و به امريكا ببرد و در آن جا آن را تعمير يا تعويض كنند و برگردانند؛ بيش از اين اجازه داده نمى شد. اين مهندس و اين آدم خوشفكر و با استعداد و قابل جهش، يا اين وضع را تحمل مى كرد - كه بيشتر اين گونه بودند؛ با همين وضع زندگى مى كردند - يا اگر روح ماجراجويى داشت، از اين كشور خارج مى شد و مى رفت در خدمت ديگران قرار مى گرفت، يا اصلاً نمى آمد؛ كه از اين قبيل هم تعداد زيادى داشتيم. بعد از انقلاب، بنده با برخى از اينها برخورد و ديدار و آشنايى هم داشته ام.

ايشان در بخش ديگري از سخنانشان در در ديدار مهندسان و محققان فني و صنعتي كشور فرمودند: «... آن روز به ما مى‌گفتند شما برويد لولهنگ بسازيد؛ آفتابه‌هاىِ گلى‌يى كه آن وقت‌ها مى‌ساختند؛ يعنى آفتابه‌ى حلبى هم نه! ما حتى دسته‌ى بيل را هم از خارج وارد مى‌كرديم؛ همچنين بقيه‌ى چيزهاى مورد مصرف و مورد نياز روزافزون صنعتى را. سطح زندگى پيشرفت مى‌كرد و نيازهاى فراوان روز به روز پيش مى‌آمد؛ همه‌ى اينها را ما بايد از ديگران مى‌گرفتيم و وارد مى‌كرديم. برنامه‌ريزانِ آن وقت افتخار هم مى‌كردند!

سال 44 يا 45 در مشهد به ديدن دوستى رفته بوديم و تصادفاً يكى از نمايندگان مجلس شوراى ملىِ آن روز هم به اين جلسه آمده بود. دوره‌ى جوانى و پرشورى ما بود و از وابستگى و تسلط بيگانگان و اين گونه مطالب حرف‌هايى زديم؛ بى توجه به اين كه اين آقا نماينده‌ى مجلس است. نماينده‌ى مجلسِ آن وقت - يعنى كسى كه دربار ليست داده بود كه ايشان بايد نماينده‌ى فلان جا شود؛ آن وقت كه انتخابات نبود - در جواب من يك مقدار با تفرعن و تكبر و اخم و تخم حرف‌هايى زد؛

از جمله اين كه گفت شما چه مى‌گوييد و به چه چيزى اعتراض مى‌كنيد؟ امروز اروپايى‌ها و غربى‌ها مثل نوكر دارند براى ما كار مى‌كنند. ما نفت داريم، پول داريم، پول مى‌دهيم و آنها كارگر مايند و مثل نوكر دارند براى ما كار مى‌كنند! اين، منطق يك نماينده‌ى مجلسِ آن روز است! دوره ى انحطاط كه مى‌گويم، يعنى اين. فكر اين بود كه ما چرا توليد كنيم؟ چرا بسازيم؟ چرا ياد بگيريم؟ ما در خانه‌هاى خود مثل آقاها مى‌نشينيم، برايمان مى‌آورند و وسايل لازم را در اختيار ما مى‌گذارند؛ ما هم پول نفت داريم، مى‌دهيم و زندگى اشرافى مى‌كنيم. اين، منطق آن روزِ يك دولت‌مردِ در سطح بالا بود. فرهنگ حاكمِ آن روز بر دستگاه‌هاى اداره كننده‌ى كشور، همين بود؛ لذا آن صد سال، دوره ى انحطاط ماست.....»

منبع:http://tolideiran.ir/

 

خاطره حجت‌الاسلام قرائتي از تأكيد امام بر لزوم ارتقاي كيفي خودروهاي ايراني
چرا امام سوار هر خودرويي نمي‌شد + تصاوير
خودروي باكيفيت از ديدگاه امام خميني (ره)
 
امام گفت: ماشين قراضه مرا مي‌كشد، چرا سوار ماشين قراضه بشوم؟

به گزارش خبرنگار پايگاه اطلاع رساني توليد ايراني،‌ حمايت از توليد ايراني در واقع به معني حمايت از توليدي است كه به لحاظ كيفي و اقتصادي به صرفه و متناسب براي استفاده عمومي باشد؛‌ پس بنا به گفته امام ماشين قراضه(ناايمن) ما را مي‌كشد،‌چرا سوار ماشين قراضه بشويم؟

در اين باره خاطره‌اي بسيار جالب و آموزنده از زندگي امام در عراق را از زبان حجه‌الاسلام حاج محسن قرائتي مي‌خوانيد:

«امام 14 سال تبعيد بود به عراق، شب جمعه‌ها گاهي كه مي‌خواست كربلا برود، مي‌گفت: يك ماشين خوب تهيه كنيد. دفتر آقا حساس شد كه آقا هيچ وقت نمي‌گويد كه يك كباب خوب، يك كفش خوب، يك لباس خوب، ولي به ماشين كه مي‌رسد مي‌گويد: يك ماشين خوب. گفتند: آقا شما سر ماشين مي‌گويي: ماشين خوب. جاي ديگر اين كلمه را به كار نمي‌بري. گفت: لباس،كرباس من را نمي‌كشد. زيلو من را نمي‌كشد؛ ولي ماشين قراضه مرا مي‌كشد. چرا سوار ماشين قراضه شوم؟ »

منبع: درس گفتارهاي حجه الاسلام محسن قرائتي

اين كه چرا امام در سخت‌ترين شرايط در تبعيد هم به عنوان رهبري كه يك نهضت بزرگ معاصر را هدايت و رهبري مي‌كند، بر اين موضوع تأكيد دارد كه از اتومبيل خوب استفاده كند براي ما كه ميراث‌دار انقلاب او هستيم بسيار آموزنده است و اهميت فزاينده توليد و مصرف ابزارها و محصولات ايمن را گوشزد مي‌كند.

نگاهي كوتاه به برخي آمار و ارقام مربوط به نا ايمن بودن خودروهاي داخلي، به روشنيو وضوح هرچه تمام‌تر دليل تأكيد امام را مبرهن مي‌كند.

 

آمار تصادفات ما از سيرالئون بهتر است

غدير مهدوي؛ سرپرست پژوهشكده بيمه مركز،‌ متوسط جهاني مرگ ومير در اثر حوادث رانندگي را 14تا 15نفر در هر 100هزار نفر ذكر كرده و گفته است: اين ميزان در كشور ما 30 نفر در هر 100 هزار نفر يعني تقريبا دو برابر ميانگين جهاني است.

به گفته وي سال گذشته از حدود 59000 ميليارد ريال حق بيمه عايد شده ، 31326ميليارد ريال آن مربوط به اتومبيل (حدود 53 درصد) بوده و از 41121 ميليارد ريال خسارت پرداختي 25006 ميليارد ريال آن نيز (حدود 60 درصد) مربوط به اتومبيل است.

سواي اين كه از آمار ريالي فوق مي‌توان به سود هزار و 800 ميليارد توماني صنعت بيمه در كشور پي برد،‌ بايد گفت كه اين در حالي است كه سالانه در حدود 26 هزار نفر از هموطنان ايراني در تصادفات جاده‌اي جان خود را از دست داده اند و حدود ده برابر اين تعداد مجروح شده‌اند.

محمدرضا قديرزاده، مديركل امور رياست سازمان پزشكي قانوني ايران، مي گويد: در ۱۰ سال گذشته در ايران بيش از دو ميليون و ۲۲۰ هزار نفر در تصادفات رانندگي كشته شده‌اند.

بر اين اساس طبق آمار، ايران در ميان 190 كشور دنيا، از نظر عدم ايمني در تصادفات رانندگي رتبه 189 را به خود اختصاص داده است و تنها كشور سيرالئون بوده است كه وضعيت نامناسب تري از ايران داشته است.

 

خودروهاي نا ايمن؛ ياوران عزرائيل

گرچه در بالا بودن آمار تصادفات و تلفات ناشي از آنها در كشور عوامل متعددي همچون غير استاندارد بودن جاده‌ها،‌ تخلف و اشتباه انساني رانندگان و بسياري ديگر از عوامل را هم مي‌توان برشمرد اما نمي توان انكار كرد كه آنچه با تلفات جاني تصادفات در ايران ارتباط مستقيم دارد ايمن و مقاوم نبودن خودروها است.

علت تصادف در رانندگي هر اتفاق مي‌تواند باشد اما علت تلفات پرشمار اين تصادفات در ايران متفاوت از علت تصادف است.

هرچند كه راهنمايي و رانندگي تنها 10درصد آمار مرگ و مير را مربوط به توليد خودروهاي بي‌كيفيت مي‌داند، اما جابر قره داغي، رئيس مركز تحقيقات پزشكي قانوني ايران،‌مي گويد: بسياري از خودروهايي كه در جاده هاي كشور تردد مي‌كنند از ايمني كافي برخوردار نيستند و اين مشكلات باعث شده تا تلفات تصادفات در ايران همچنان بالا باشد.

اين نقل قول از يك پزشك در مركز تحقيقات پزشكي قانوني كه وظيفه و تخصص‌اش تشخيص علل مرگ و مير است، تكليف علت تلفات جاني را در تصادفات جاده‌اي روشن مي‌كند.

 

استفاده از امكانات ايمن اشرافي‌گري و تجمل‌گرايي نيست

با اين مقدمه مشخص مي‌شود كه تأكيد امام (ره) بر استفاده از خودرو خوب تأكيد بجا و احسني است و اين امر براي توليدكنندگان خودرو در كشور بايد گوشزدي جاودان باشد تا محصول‌هاي گران‌ قيمت خود را كه به قول فخرالدين حيدري،‌ نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي در دوره هشتم،‌ به نصف قيمتشان هم نمي‌ارزند،‌ ارتقاي كيفي بدهند.

پس پر بيراه نيست اگر به دلايل ايمني و حفظ پرستيژ سياسي و اجتماعي كشور، سفيران ايران در كشورهاي ديگر و برخي از مسئولان رده بالاي كشوري براي استفاده مسئوليتي در محل كار، از امكانات برازنده و خودروهاي مناسب استفاده كنند.

يادمان هم باشد كه در تصادف اخير وزير راه و شهرسازي، چيزي كه موجب شد تا ايشان خوشبختانه جان سالم بدر ببرد، خودرو مقاوم و ايمن لندكروزر بود.

بديهي و پر واضح است كه آنچه هدف امام بوده، تعطيل شدن كارخانه‌هاي سازنده خودرو نيست، بلكه افزايش سطح كيفي اين خودروها و اطمينان بخش كردن محصولات داخلي است، چه كه امام مصرانه و با تأكيدهاي بسياري از هرگونه وابستگي اقتصادي بيزاري جسته و سعي در مديريت اقتصادي خود بسنده و خودكفايي داشته است.

تصاوير زير نظر دقيق و درست امام را درباره استفاده از خودروي ايمن تصديق مي‌كند؛ خودروهايي كه قابل تشخيص هستند يكي بنز 220 است و ديگري بليزر شاسي بلند كه در زمان خود از معتبرترين و ايمن‌ترين خودروها به شمار مي‌رفتند.

 

 

 

 

منبع:http://tolideiran.ir

X