منوی اصلی
صفحه نخست alh luvtd ;kdn تبیان
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما فقط مطالبی که در قسمت 1- "مطالب،نواها ونماهای تولیدی وبلاگ" 2- :"مطالب و مقالات تولیدی نویسنده" 3- و قسمت : " نرم افزارهای تولیدی نویسنده وبلاگ" میباشد مربوط به نویسنده(بنده) وبلاگ است تمام این مطالب به تلاش خود نویسنده به دست آمده و از هیچ وبلاگی کپی گرفته نشده حتی سعی کرده ام که کالاهایی که دوستان دیگر معرفی کرده اند،معرفی نکنم تا کالاهای جدید را معرفی کنم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم تشکر
صفحه ها
دسته
لينك دوستان
1- توليد ملي ، سرمايه ايراني
2- سازمان زنان انقلاب(منطقه 6)
3- حمايت ازتوليدملي
4- حمايت از توليد ملي(فرمان رهبرم)
5- ذائقه ايراني ، كالاي ايراني
6- توليد ملي
7- ما ميتوانيم
8- ما ميتوانيم (made in iran)
9- حمايت از توليد ملي
10- ساخت ايران
11- توليدات با كيفيت
10- ايران وطن من
11- توليد ملي حمايت از كار وسرمايه ايراني
12- توليد ايراني افتخار جهاني
13- تك راه(بانك محصولات ايراني)
14-ساخت ايران
15-توريسم ايران
16-ايراني باكيفيت
17-توليد ملت
18-توليد ملي ايران
20-حمايت از توليدات با كيفيت
21-حمايت اقتصادي+توليد ملي
22-حمايت از توليد ملي،كار و سرمايه ايراني
23-توليد ايراني بخريم
24-توليد ملي
25-ايران وطن من
26-ايران سازان
27-راههاي حمايت از توليد ملي
28-توليدات ملي
29-به رنگ ملي
30-ساخت ايران
31-حمايت از اقتصاد ،كار وتوليد ملي
32-كالاي ايراني بخريم
33-توليد با كيفيت ملي
34-روايت 91
35-آسيب شناسي توليدات ملي
36-توليد ملي اقتدار ملي
37-توليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني
38-توليد ايراني-افتخار جهاني
39-سرآمد
40-باور ملي،حمايت از كار و سرمايه ايراني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 371628
تعداد نوشته ها : 604
تعداد نظرات : 58
این سایت را حمایت می کنم
Online User
Rss
لوگوی ما



لوگو دوستان

قسمت اول را اينجا ببينيد

قسمت دوم را اينجا ببينيد

قسمت سوم را اينجا ببينيد

قسمت چهارم را اينجا ببينيد

قسمت پنجم را اينجا ببينيد


     5-فقدان سرمايه اجتماعي و انساني در ايران
     سرمايه اجتماعي مفهومي جديد در ادبيات علوم سياسي-اقتصادي و جامعه شناسي است كه در سال هاي اخير در محافل علمي كشور مطرح شده است. پژوهشگران معتقدند كه دليل اصلي تنزل سرمايه اجتماعي در كشور ناشي از ناكارآيي دولت و نهادهاي برآمده از آن است كه اين امر نيز ناشي از نبود يك سيستم اطلاعاتي كه منجر به ايجاد نظام اعتماد سازي شود و همچنين غفلت دولت از وظايف اصلي خويش و پرداختن به امور ديگر است. سرمايه اجتماعي در اقتصاد مثل سرمايه فيزيكي و سرمايه انساني است و تقريبا از دهه 80 ميلادي وارد متون توسعه اقتصادي شده است.

 نظريه‎پردازان برجسته اي چون جيمز كلمن، پيربورديو، رابرت پاتنام و فرانسيس فوكوياما در اين سال ها بر اين مفهوم متمركز شده اند. اين نوع سرمايه تفاوت اساسي با انواع ديگر سرمايه به ويژه سرمايه انساني دارد. سرمايه اجتماعي به طور خلاصه مجموعه اي از روابط، نگرش ها، ارزش ها، مشاركت، سطح اعتماد و... است در حالي كه سرمايه انساني به مجموعه اي از عواملي اطلاق مي شود كه به افزايش سطح مهارت، بهره وري و كيفيت كار نيروي انساني منتهي مي شود.

 اختلاف اساسي سرمايه اجتماعي، غيرملموس بودن آن است كه سبب شده اين سرمايه به صورت مستقيم قابل اندازه گيري نباشد. در عين حال اقتصاددانان با تاكيد اوليه بر اهميت سرمايه فيزيكي و منابع طبيعي كه بتوان روي آنها سرمايه‎گذاري كرد براي مدت هاي مديدي غافل از سرمايه انساني بودند اما بعد از مدتي كه شكاف بين كشورهاي توسعه يافته و توسعه نيافته – با وجود سرمايه‎گذاري‎هاي فيزيكي گسترده- عميق‎تر شد اقتصاددانان با تامل بسيار زياد، سرمايه انساني را مطرح كردند و اين نظر مطرح شد كه سرمايه انساني قادر است ارزش افزوده زيادي ايجاد كند و سرمايه طبيعي را به كالايي ارزشمند تبديل كند.

بنابراين منابع طبيعي و سرمايه فيزيكي هر چند مهم اند ولي وقتي سرمايه انساني ضعيف باشد، نمي‎توان به طور صحيح از سرمايه فيزيكي استفاده كرد. از سوي ديگر سرمايه انساني در يك محيط اجتماعي كه اصطلاحا سرمايه اجتماعي نام گرفته است و در حقيقت عبارت از روابط و سطح اعتماد بين افراد يا توانايي كار كردن افراد با يكديگر در جهت اهداف عمومي مي باشد. 
    سرمايه اجتماعي مجموعه نهادها، قوانين، روش ها، عادات اجتماعي، سنت ها و قواعد رفتاري يك جامعه است كه مناسبات اجتماعي بين مردم يك جامعه را شكل مي دهد. وجود سرمايه اجتماعي در مباحث مربوط به اندازه گيري رشد و تاثير عوامل توليد-كار يك پيش فرض اساسي است. زيرا سرمايه اجتماعي فضايي را فراهم مي سازد كه در آن نيروي كار همراه با مهارت و تخصص هايش با كارفرما به توافق صريح و ضمني مي رسند.

 به اين معنا كه تركيب عوامل توليد در فضايي صورت مي گيرد كه مجموعه زيادي از قراردادهاي صريح و ضمني وجود داشته باشد. در ايران عوامل بسياري در عدم شكل گيري سرمايه انساني و اجتماعي دخيل هستند كه مهم ترين آنها بزرگ بودن حجم دولت و توانمندي آن در سيطره بر اقتصاد كشور است. حكمروايي دولت و فعال مايشاء بودن آن در اقتصاد موجب شده تا از حيث گفتماني هم تسلط تاثير گذاري روي ساخت اجتماعي داشته باشد. از اين رو مسلما ناكارآمدي دولت تاثير مستقيم بر ناكارآيي عرصه اجتماعي دارد. گفته مي شود ژاپني ها در گذر از مرحله عقب ماندگي و ورود به مرحله توسعه يافتگي، در يك اقدام فراگير و ملي و با عزم و اراده اي جدي، به عنوان يك شعار راهبردي اعلام كردند كه ديگر هيچ كالاي غيرضروري را وارد نخواهند كرد، مگر اينكه خود آن را توليد كنند.

اين در شرايطي است كه در اين كشور، منابع طبيعي به عنوان يكي از سه عامل اصلي توليد ثروت، فقط دودرصد از منابع را به خود اختصاص داده است، اما اين مشكل مانع كار نشد و آنها توانستند با تقويت دوعامل ديگر يعني امكانات فيزيكي با ۱۸درصد سهم و به ويژه منابع انساني (نيروهاي متخصص و ماهر) با ۸۰درصد سهم، نه تنها شكاف موجود را برطرف كنند بلكه با اتكا به توليد علم و فناوري عمدتا بومي، ژاپن را به يكي از بزرگ ترين صادركنندگان و صاحبان سرمايه در دنيا تبديل كنند. چيني ها نيز با داشتن كمترين منابع طبيعي در اقدامي مشابه اعلام كردند هر كالايي را فقط يك بار وارد مي كنند و در مراحل بعد، خود آن كالارا توليد مي كنند. در حال حاضر نيز با وارد كردن مواد اوليه ارزان قيمت و تبديل آن به محصولات جديد و صدور آن به اقصا نقاط دنيا، بيشترين ارزش افزوده را عايد خود مي كنند.

 به اين مقدار هم بسنده نكرده و با سرمايه گذاري در ديگر كشورها، به آن سطح از رشد دست يافته اند كه هم اكنون تنها در كشورهاي آفريقايي بالغ بر ۷۰۰ پروژه عمراني و صنعتي در بخش ها و موضوعات مختلف را در دست اجرا دارند. اين موضوعي است كه در مورد ساير كشورهاي پيشرفته مانند: آلمان با سهم چهار درصدي و اسپانيا با سهم ۱۰درصدي از منابع طبيعي (نسبت به ساير عوامل توليد ثروت در يك كشور) مصداق دارد.

اگرچه شرايط كسب و كار و ارزش هاي اجتماعي در كشور ما تابع شرايط خاص خود بوده و با ساير كشورها تفاوت دارد، اما نبايد فراموش كنيم كه از ديرباز در سايه برخي سياست گذاري ها و اقدامات غيراصولي دستگاه هاي ذي ربط، به جاي آنكه موانع موجود را شناسايي و مرتفع كنيم و براي كاهش نرخ رشد بيكاري، هزينه هاي سرمايه گذاري در توليد و حتي پرداخت يارانه را پذيرا باشيم، نه تنها كالاهاي غيرتوليدي را وارد مي كنيم، بلكه بدون ايجاد محدوديت هاي منطقي و متعادل، به قدري سازوكار ورود محصولات خارجي را تسهيل مي كنيم كه بخش قابل توجهي از داشته هاي خود در بخش صنعت را نيز به طور كامل از دست داده و متاسفانه اين روند به گونه اي در حال گذر است كه از دست دادن بخش هاي ديگر نيز دور از انتظار نيست. 




     5-فقدان سرمایه اجتماعی و انسانی در ایران
     سرمایه اجتماعی مفهومی جدید در ادبیات علوم سیاسی-اقتصادی و جامعه شناسی است که در سال های اخیر در محافل علمی کشور مطرح شده است. پژوهشگران معتقدند که دلیل اصلی تنزل سرمایه اجتماعی در کشور ناشی از ناکارآیی دولت و نهادهای برآمده از آن است که این امر نیز ناشی از نبود یک سیستم اطلاعاتی که منجر به ایجاد نظام اعتماد سازی شود و همچنین غفلت دولت از وظایف اصلی خویش و پرداختن به امور دیگر است. سرمایه اجتماعی در اقتصاد مثل سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی است و تقریبا از دهه 80 میلادی وارد متون توسعه اقتصادی شده است.

 نظریه‎پردازان برجسته ای چون جیمز کلمن، پیربوردیو، رابرت پاتنام و فرانسیس فوکویاما در این سال ها بر این مفهوم متمرکز شده اند. این نوع سرمایه تفاوت اساسی با انواع دیگر سرمایه به ویژه سرمایه انسانی دارد. سرمایه اجتماعی به طور خلاصه مجموعه ای از روابط، نگرش ها، ارزش ها، مشارکت، سطح اعتماد و... است در حالی که سرمایه انسانی به مجموعه ای از عواملی اطلاق می شود که به افزایش سطح مهارت، بهره وری و کیفیت کار نیروی انسانی منتهی می شود.

 اختلاف اساسی سرمایه اجتماعی، غیرملموس بودن آن است که سبب شده این سرمایه به صورت مستقیم قابل اندازه گیری نباشد. در عین حال اقتصاددانان با تاکید اولیه بر اهمیت سرمایه فیزیکی و منابع طبیعی که بتوان روی آنها سرمایه‎گذاری کرد برای مدت های مدیدی غافل از سرمایه انسانی بودند اما بعد از مدتی که شکاف بین کشورهای توسعه یافته و توسعه نیافته – با وجود سرمایه‎گذاری‎های فیزیکی گسترده- عمیق‎تر شد اقتصاددانان با تامل بسیار زیاد، سرمایه انسانی را مطرح کردند و این نظر مطرح شد که سرمایه انسانی قادر است ارزش افزوده زیادی ایجاد کند و سرمایه طبیعی را به کالایی ارزشمند تبدیل کند.

بنابراین منابع طبیعی و سرمایه فیزیکی هر چند مهم اند ولی وقتی سرمایه انسانی ضعیف باشد، نمی‎توان به طور صحیح از سرمایه فیزیکی استفاده کرد. از سوی دیگر سرمایه انسانی در یک محیط اجتماعی که اصطلاحا سرمایه اجتماعی نام گرفته است و در حقیقت عبارت از روابط و سطح اعتماد بین افراد یا توانایی کار کردن افراد با یکدیگر در جهت اهداف عمومی می باشد. 
    سرمایه اجتماعی مجموعه نهادها، قوانین، روش ها، عادات اجتماعی، سنت ها و قواعد رفتاری یک جامعه است که مناسبات اجتماعی بین مردم یک جامعه را شکل می دهد. وجود سرمایه اجتماعی در مباحث مربوط به اندازه گیری رشد و تاثیر عوامل تولید-کار یک پیش فرض اساسی است. زیرا سرمایه اجتماعی فضایی را فراهم می سازد که در آن نیروی کار همراه با مهارت و تخصص هایش با کارفرما به توافق صریح و ضمنی می رسند.

 به این معنا که ترکیب عوامل تولید در فضایی صورت می گیرد که مجموعه زیادی از قراردادهای صریح و ضمنی وجود داشته باشد. در ایران عوامل بسیاری در عدم شکل گیری سرمایه انسانی و اجتماعی دخیل هستند که مهم ترین آنها بزرگ بودن حجم دولت و توانمندی آن در سیطره بر اقتصاد کشور است. حکمروایی دولت و فعال مایشاء بودن آن در اقتصاد موجب شده تا از حیث گفتمانی هم تسلط تاثیر گذاری روی ساخت اجتماعی داشته باشد. از این رو مسلما ناکارآمدی دولت تاثیر مستقیم بر ناکارآیی عرصه اجتماعی دارد. گفته می شود ژاپنی ها در گذر از مرحله عقب ماندگی و ورود به مرحله توسعه یافتگی، در یک اقدام فراگیر و ملی و با عزم و اراده ای جدی، به عنوان یک شعار راهبردی اعلام کردند که دیگر هیچ کالای غیرضروری را وارد نخواهند کرد، مگر اینکه خود آن را تولید کنند.

این در شرایطی است که در این کشور، منابع طبیعی به عنوان یکی از سه عامل اصلی تولید ثروت، فقط دودرصد از منابع را به خود اختصاص داده است، اما این مشکل مانع کار نشد و آنها توانستند با تقویت دوعامل دیگر یعنی امکانات فیزیکی با ۱۸درصد سهم و به ویژه منابع انسانی (نیروهای متخصص و ماهر) با ۸۰درصد سهم، نه تنها شکاف موجود را برطرف کنند بلکه با اتکا به تولید علم و فناوری عمدتا بومی، ژاپن را به یکی از بزرگ ترین صادرکنندگان و صاحبان سرمایه در دنیا تبدیل کنند. چینی ها نیز با داشتن کمترین منابع طبیعی در اقدامی مشابه اعلام کردند هر کالایی را فقط یک بار وارد می کنند و در مراحل بعد، خود آن کالارا تولید می کنند. در حال حاضر نیز با وارد کردن مواد اولیه ارزان قیمت و تبدیل آن به محصولات جدید و صدور آن به اقصا نقاط دنیا، بیشترین ارزش افزوده را عاید خود می کنند.

 به این مقدار هم بسنده نکرده و با سرمایه گذاری در دیگر کشورها، به آن سطح از رشد دست یافته اند که هم اکنون تنها در کشورهای آفریقایی بالغ بر ۷۰۰ پروژه عمرانی و صنعتی در بخش ها و موضوعات مختلف را در دست اجرا دارند. این موضوعی است که در مورد سایر کشورهای پیشرفته مانند: آلمان با سهم چهار درصدی و اسپانیا با سهم ۱۰درصدی از منابع طبیعی (نسبت به سایر عوامل تولید ثروت در یک کشور) مصداق دارد.

 


اگرچه شرایط کسب و کار و ارزش های اجتماعی در کشور ما تابع شرایط خاص خود بوده و با سایر کشورها تفاوت دارد، اما نباید فراموش کنیم که از دیرباز در سایه برخی سیاست گذاری ها و اقدامات غیراصولی دستگاه های ذی ربط، به جای آنکه موانع موجود را شناسایی و مرتفع کنیم و برای کاهش نرخ رشد بیکاری، هزینه های سرمایه گذاری در تولید و حتی پرداخت یارانه را پذیرا باشیم، نه تنها کالاهای غیرتولیدی را وارد می کنیم، بلکه بدون ایجاد محدودیت های منطقی و متعادل، به قدری سازوکار ورود محصولات خارجی را تسهیل می کنیم که بخش قابل توجهی از داشته های خود در بخش صنعت را نیز به طور کامل از دست داده و متاسفانه این روند به گونه ای در حال گذر است که از دست دادن بخش های دیگر نیز دور از انتظار نیست. 


 

 

 

ادامه مطلب .........

 

 

بررسی های کلی نیز گویای آن است که به رغم تمام تلاش های صورت گرفته از سوی کشورهای در حال توسعه، در مجموع سهم سرمایه های انسانی و اجتماعی در تولید ملی کشورهایی مانند کشور ما بسیار اندک است، به گونه ای که مجموع ۶۳ کشور صادر کننده مواد خام (عمدتا جهان سومی) با برخورداری از ۳۶درصد منابع انسانی، ۲۰درصد امکانات فیزیکی و ۴۴درصد از منابع طبیعی، فقط 4 /6درصد از تولید ثروت جهانی و صد کشور در حال توسعه از جمله ایران نیز با ۵۶درصد منابع انسانی، ۱۶درصد امکانات فیزیکی و ۲۸درصد از منابع طبیعی حدود 15/9درصد از تولید ثروت جهانی را به خود اختصاص داده اند و متقابلا۲۹ کشور صنعتی (توسعه یافته) با ۶۷درصد منابع انسانی، ۱۶درصد امکانات فیزیکی و ۱۷درصد منابع طبیعی، بیش از 79/6درصد تولید ثروت جهانی را از آن خود کرده اند و این نکته خود بیانگر عمق فاجعه است.

 نتایج این بررسی ها نشان می دهد که کشورهای صنعتی با وجود داشتن کمترین میزان منابع طبیعی و عمدتا با اتکا به منابع انسانی متخصص و در اختیار گرفتن امکانات فیزیکی و ابزار نوین و از طریق تولید علم و فناوری نوین توانسته اند بیشترین درآمد را عاید خود کنند. بدیهی است ریشه این مسایل را می توان در عوامل مختلفی مانند: نفتی بودن اقتصاد کشور، درگیر بودن کشور در جنگی تحمیلی، توطئه ها و دسیسه های مستمر بیگانگان و تاثیر منفی آن در روند توسعه، ضعف در تدوین استراتژی ها و هدف گذاری های سازمانی، به روز نبودن سیستم ها و روش ها جست وجو کرد و همه این عوامل می تواند به تبدیل نشدن یک شعار به راهبرد موثر باشد.

روزنامه شرق

X