منوی اصلی
صفحه نخست alh luvtd ;kdn تبیان
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما فقط مطالبی که در قسمت 1- "مطالب،نواها ونماهای تولیدی وبلاگ" 2- :"مطالب و مقالات تولیدی نویسنده" 3- و قسمت : " نرم افزارهای تولیدی نویسنده وبلاگ" میباشد مربوط به نویسنده(بنده) وبلاگ است تمام این مطالب به تلاش خود نویسنده به دست آمده و از هیچ وبلاگی کپی گرفته نشده حتی سعی کرده ام که کالاهایی که دوستان دیگر معرفی کرده اند،معرفی نکنم تا کالاهای جدید را معرفی کنم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم تشکر
صفحه ها
دسته
لينك دوستان
1- توليد ملي ، سرمايه ايراني
2- سازمان زنان انقلاب(منطقه 6)
3- حمايت ازتوليدملي
4- حمايت از توليد ملي(فرمان رهبرم)
5- ذائقه ايراني ، كالاي ايراني
6- توليد ملي
7- ما ميتوانيم
8- ما ميتوانيم (made in iran)
9- حمايت از توليد ملي
10- ساخت ايران
11- توليدات با كيفيت
10- ايران وطن من
11- توليد ملي حمايت از كار وسرمايه ايراني
12- توليد ايراني افتخار جهاني
13- تك راه(بانك محصولات ايراني)
14-ساخت ايران
15-توريسم ايران
16-ايراني باكيفيت
17-توليد ملت
18-توليد ملي ايران
20-حمايت از توليدات با كيفيت
21-حمايت اقتصادي+توليد ملي
22-حمايت از توليد ملي،كار و سرمايه ايراني
23-توليد ايراني بخريم
24-توليد ملي
25-ايران وطن من
26-ايران سازان
27-راههاي حمايت از توليد ملي
28-توليدات ملي
29-به رنگ ملي
30-ساخت ايران
31-حمايت از اقتصاد ،كار وتوليد ملي
32-كالاي ايراني بخريم
33-توليد با كيفيت ملي
34-روايت 91
35-آسيب شناسي توليدات ملي
36-توليد ملي اقتدار ملي
37-توليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني
38-توليد ايراني-افتخار جهاني
39-سرآمد
40-باور ملي،حمايت از كار و سرمايه ايراني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 372072
تعداد نوشته ها : 604
تعداد نظرات : 58
این سایت را حمایت می کنم
Online User
Rss
لوگوی ما



لوگو دوستان

قسمت اول را اينجا ببينيد

رابطه دين و اقتصاد

جايگاه انسان در نظام هستي از ديدگاه اسلام

بدون شك نوع شناخت از انسان و جايگاه او در نظام هستي، نقش تعيين كننده اي در شكل گيري مكاتب اقتصادي، انديشه ها و تحليل ها و برنامه ريزي هاي مبتني بر آن دارد.تفاوت هاي فراواني كه ميان نظريه ي جدايي اخلاق از اقتصاد و اقتصاد بر پايه اخلاق ديده مي شود زائيده نوع نگاه به انسان در آن مكتب مي باشد.ديدگاه اسلام در اين زمينه، متفاوت از مكاتب سرمايه داري و سوسياليستي است. از اين رو، توجه به مباني انسان شناختي از ديدگاه اسلام، در كنار مباحث خداشناسي در تبيين مسائل و نظريه هاي اقتصاد اسلامي ضرورت مي يابد.مهم ترين مباني انسان شناختي اسلام عبارتند از:


ادامه مطلب بررسي شود...


قسمت اول را اینجا ببینید

رابطه دین و اقتصاد

جایگاه انسان در نظام هستی از دیدگاه اسلام

بدون شک نوع شناخت از انسان و جایگاه او در نظام هستی، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری مکاتب اقتصادی، اندیشه ها و تحلیل ها و برنامه ریزی های مبتنی بر آن دارد.تفاوت های فراوانی که میان نظریه ی جدایی اخلاق از اقتصاد و اقتصاد بر پایه اخلاق دیده می شود زائیده نوع نگاه به انسان در آن مکتب می باشد.دیدگاه اسلام در این زمینه، متفاوت از مکاتب سرمایه داری و سوسیالیستی است. از این رو، توجه به مبانی انسان شناختی از دیدگاه اسلام، در کنار مباحث خداشناسی در تبیین مسائل و نظریه های اقتصاد اسلامی ضرورت می یابد.مهم ترین مبانی انسان شناختی اسلام عبارتند از:

 

 

ادامه مطلب .....

 

 

.جانشینی خدا در بینش اسلامی، بر خلاف اندیشه ی (خویش مالکی فردی) در نظام سرمایه داری و (دولت مالکی) در نظام سوسیالیستی، خداوند مالک همه چیز است و انسان تنها جانشین و نماینده ی خدا در زمین است؛(19) خداوند از میان مخلوقات انسان را برگزید؛(20) از روح خود در او دمید؛(21) و او را امانتدار خویش قرار داد؛(22) و با آموزه های دینی راه و رسم جانشینی و حمل امانت الهی را برای او روشن ساخت.در نتیجه، طبیعت با تمام منابع و ثروت هایش به عنوان ((امانت)) به دست بشر سپرده شده است که باید بر اساس آموزه های دینی حق امانتداری را به جا آورد و تصرفاتش در همان چارچوبی باشد که خداوند مشخص کرده است.قرآن کریم نیز در بیان احکام مالی، به این حقیقت تاکید کرده و در ترغیب افراد به مشارکت در خدمات اجتماعی و انفاق، یادآور می شود که شما نماینده خدا هستید و اموال تان از آن خداست:وَ آتُوهُم مِن مالِ الله الَّذی آتاکُم.(23)...وَ أنفِقوا مِمَّا جَعَلَکُم مُستَخلَفینَ فیه...(24) در روایتی از امام صادق(ع) نیز محدودیت های اقتصادی مبتنی بر همین اصل دانسته شده است:


المال مَالُ الله جَعَلَهُ وَدائعُ عِندَ خاقَه، وَ أمَرَهُم أَن یأَکُلوا مِنهُ قَصداً و یَشرِبوُا مِنهُ قصداً و یَلبِسوُا منهُ قَصداً... و یَعُودُوا بِما سِوَی ذلِکَ عَلی فُقَراء المُومِنین؛(25)مال از آن خداست، آن را در میان خلقش به امانت نهاده و فرمان داده است تا با میانه روی از آن بخورند، بنوشند و بپوشند... و مازاد را به مومنان تهیدست بازگردانند.

2.هدف مندی

انسان، بیهوده و بی هدف پا به عرصه هستی نگذاشته است. آفرینش او وتمام شرایط و امکانات در اختیارش دارای هدفی والا می باشد.قرآن کریم، با اشاره به این حقیقت، پندار ((پوچ گرایان)) را سخت نکوهش نموده و ساحت کبرای خود را از آن پیراسته می داند:أ فَحَسِبتُم أنَّما خَلَقناکُم عَبَثاً و أنَّکُم إلَیِنا لا تُرجَعُونَ، فَتَعالَی اللهُ المَلِکُ الحَقَّ...(26) بر خلاف مکتب سرمایه داری، که کمال مطلوب را ارضای هر چه بیشتر خواسته های مادی می داند و هدف از فعالیت های اقتصادی را دستیابی به حداکثر مطلوبیت ((مصرف)) و حداکثر سود (در تولید و سرمایه گذاری) می داند، در جهان بینی اسلامی، کمال نهایی انسان، قرب به خداوند و رسیدن به مقام رفیع عبودیت است.در توجیه این هدف، به صورت اجمالی می توان این گونه بیان داشت که از یک سوء انسان موجودی کمال طلب است و در همه ی کمالات، به سوی بی نهایت گرایش دارد؛ و از سوی دیگر، وجود بی نهایت کامل، وجود خداوند است. بنابراین مطلوب نهایی انسان در نزدیک شدن هر چه بیشتر به سرچشمه کمال هستی یعنی قرب الهی(27) و هدف متعالی اش تکامل اختیاری است.(28)

دستیابی به این هدف از دیدگاه قرآن، تنها با عبودیت و سرنهادن به فرامین الهی خاصل می شود، از این رو، خداوند در قرآن می فرماید: وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الأِنسَ إالاَّ لُیَعبُدُن(29)بنابراین، عبادت ، تنها راه تقرب و یگانه رمز تکامل می باشد و تردیدی نیست که عبادت، تنها انجام مراسم خاصی همچون نماز و روزه نیست، بلکه حقیقت عبادت اظهار آخرین درجه خضوع و تسلیم در برابر معبود است.(30) و از این جا است که هرگونه عملکردی در راستای بندگی او، از جمله فعالیت های سالم اقتصادی، عبادت محسوب می شود.(31) در نتیجه باورمندی به این هدف(قرب خدا) به فعالیت های اقتصادی جهتی خاص می بخشد و بسیاری از مباحث اخلاقی در عرصه اقتصاد، تنها در پرتو چنین نگرشی، معنا می یابد. به عنوان مثال در این بینش، انسان از لذت های پوچ دست بر می دارد تا به لذت های بالاتری در مسیر قرب به خدا نایل گردد.

3.مسئولیت

مالکیت مطلق خدا و امانتداری انسان از یک سوء و هدفدار بودن جهان و انسان از سوی دیگر، مستلزم مسئول بودن انسان است.انسان در درجه نخست، در برابر خداوند و امکاناتی که به او ارزانی شده مسئول است؛ و مسئولیت او نیز به این معنا است که از نعمت ها در راستای رسیدن به کمال مطلوب استفاده نماید. قرآن کریم می فرماید:ثُمَّ لَتُسئَلُنَّ یَومَئِذٍ عَنِ النَّعیمِ(تکاثر/8)
سوال از نعمت ها و عمل بنده، نه به معنای بازخواست از استفاده ی گوشت و نان و آب و چشم و گوش و... است بلکه به معنای سوال از نحوه به کارگیری آن در راه رسیدن به کمال و دستیابی به تقرب عبودی می باشد.(32) در پرتو مسئولیت انسان در برابر خدا، مسئولیت های دیگری نیز برایش ایجاد می شود، همچون مسئولیت در برابر رهبران الهی،(33) در برابر جامعه و جان و مال دیگران، به ویژه نیازمندان؛(34) و حتی در قبال حیوانات و محیط زیست.(35)

توجه شود که هر مسئولیتی، احکام و مقرراتی را برای انسان ایجاد می کند و وی را در برابر آن متعهد می سازد. احکام و مقرراتی که حوزه ی مسئولیت انسان را تعیین می کند، دوگونه است: دسته اول، احکامی است که ناظر بر موانع بیرونی تکامل اختیاری می باشد که برای ایجاد حداقل شرایط مورد نیاز برای حرکت تکاملی، وضع شده است، مانند ممنوعیت احتکار، سرقت و قوانین مالیات ها.و دسته ی دوم، احکامی است که ناظر به رفع موانع درونی و زمینه ساز فضیلت های اخلاقی می باشد مانند ممنوعیت کذب و نفاق.ذکر این نکته خالی از فایده نیست که احکام و ارزش های اسلامی گر چه نفی آزادی های بی حد و حصر را در پی خواهد داشت و در نگاه سطحی فردگرایانه ، محدود کننده است اما در واقع، آدمی را از اسارت هوای نفس و کرنش در برابر صاحبان زر و زور برای رسیدن به رفاه مادی رهایی می بخشد و از این رو عامل گسترش آزادی های حقیقی خواهد بود.(36)

4.اختیار

مسئول بودن، هنگامی معنا پیدا می کند که اختیار و اراده، وجود داشته باشد؛ از این رو از دیدگاه قرآن کریم، انسان موجودی دارای اراده و اختیار است؛ (کهف/29،رعد/11، انسان/3) و هرگز تحت تاثیر توهماتی همچون و جبر محیط، مسیر زندگی اش دستخوش تغییر نمی گردد.اسلام، عامل اساسی سازنده تاریخ، محیط و زندگی افراد را، دگرگونی هایی می داند که در اندیشه اخلاق و شیوه زندگی به اراده و خواست خود او پدید می آید.(37) قرآن کریم در این باره می فرماید: ... إنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بأنفُسِهِم... (38)

اندیشه ی فوق، نقش سازنده ی در ترغیب افراد به اصلاح ساختارهای فکری و اخلاقی برای دستیابی به رشد رفاه و سالم سازی روابط اقتصادی ایفا می کند.پیوند دو اصل اخیر- مسئولیت و اختیار- زمینه ی مناسبی را برای تکامل اختیاری و نیل به هف مطلوب فراهم می سازد بر این اساس هم آزادی مطلق و نفی مسئولیت از آدمی- که نظام سرمایه داری، جز در موارد اندک، مانع آن است- و هم نفی اراده و اختیار – که سوسیالیست ها مدعی آن می باشند- هر دو نقض غرض است و انسان را از رسیدن به هدف واقعی و تکامل باز می دارد.

5.هویت فردی-اجتماعی

اسلام، هم فرد را اصیل می داند و هم جامعه را، چون از یک سو وجود اجزای جامعه افراد را در وجود جامعه، حل نمی داند و از سوی دیگر، افراد، در برخورد با مسایل روحی ، فکری و عاطفی، هویت جدیدی در جامعه می یابند.از دیدگاه اسلام فرد و جامعه بر یکدیگر تاثیر دو سویه دارند از یک سو هر فرد، صاحب فکر اندیشه و اراده است و می تواند جامعه را تحت تاثیر قرار دهد و اندیشه ها، سنت ها و به طور کلی فرهنگ جامعه را دگرگون سازد؛ و از سوی دیگر، افکار و سنت های رایج جامعه نیز بر هویت فردی تاثیر می نهد، که این دیدگاه را اصالت فرد و جامعه می نامند.از این رو آیات قرآن کریم، گاه فرد را مخاطب می سازد و او را مسئول اعمال خود می داند(39) و گاه امت ها را مخاطب ساخته است و برای آن ها، سرنوشت مشترک،(40) نامه عمل مشترک، (جاثیه/28) و نیز عمل، (انعام/108) اجل، (اعراف/34) و مسئولیت(بقره/134) قائل است.(41) با توجه به این دیدگاه است که در اسلام پاره ای از فعالیت های اقتصادی ناسازگار با منافع جامعه، همچون احتکار و ربا، ممنوع می گردد و حس فزون طلبی، زرانوزی، بخل و مانند آن، از رذایل اخلاقی به شمار می رود.

6.زندگی جاوید

از نگاه مادی گرایان، زندگی ، منحصر در دنیا است: وَ قالوا ما هِیَ إلاَّ حَیاتُنا الدُنیا نَمُوتُ و نَحیا...(42) پرواضح است که در چنین تگرشی، زندگی انسان محدود و کوتاه خواهد بود و مفاهیم سود لذت و سعادت از محدوده ی جهانی آن فراتر نمی رود؛ اِنَّ هوُلاءِ یُحِبُّونَ العاجِلَهَ وَ یَذَرُونَ وَراءَهُم یَوماً ثَقیلا(43)در بینش اسلام، معد و زندگی در جهان دیگر، از اصول اعتقادی است و بر پایه ی آن زندگی انسان تا بی نهایت ادامه دارد به همین جهت مفاهیمی همچون جهت مفاهیمی همچون سود سعاد و حتی تجارت و بیع وسعت معنا پیدا کرده و زندگی جاوید اخروی را نیز در بر می گیرد.قرآن کریم، پیروان خود را به سعادت هر دو جهان فرا می خواند:مَن کانَ یُریدُ ثَوابَ الدُنیا فَعِندَ اللهِ ثَوابُ الدُنیا وَ الاخِرَه... (44)و نیک بختی واقعی را همان سعادت اخروی می داند و می فرماید:. فَمَن زُحزِحَ عَنِ النَّارِ وَ اُدخِلَ الجَنَهَ فَقَد فاز... (45)

خالدینَ فیها ابَداً ذلِکَ الفَوزُ العَظیمُ (46)قرآن کریم با این رویکرد، از گرایش فطری حب بقاء و انگیزه ی طبیعی لذت طلبی انسان، در مسیر تکامل او، به خوبی بهره گرفته و با توجه دادن به زندگی جاودان آخرت و لذت های نامحدود و بی کران آن ، به اصلاح اخلاق و رفتار فرد و جامعه پرداخته است.(47) باورمندی به حیات اخروی، آثار مثبتی را در رفتارهای اقتصادی خواهد داشت.به عنوان مثال قرآن کریم، به هنگام نهی از کم فروشی، معاد را به یاد انسان ها می آورد و می فرماید: وَیلٌ لِلمُطَفَّفین... ألا یَظُنُ اُلئکَ انَّهُم مَبعُوثُونَ * لِیَومٍ عَظیم.(48)

7.دو بعدی بودن

از دیدگاه قرآن، انسان دارای دو بعد مادی و معنوی است:الَّذی أحسَنَ کُلَّ شَیءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَا خَلقَ الإنسانِ مِن طینٍ، ثُمَّ جَعَلَ نَسلَهُ مِن سُلالَهٍ مِن ماءٍ مَهینٍ، ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فیهِ مِن رُوحِهِ...(49) با این حساب، نیازها و تمایلات انسان نیز دو گونه است، گرایش به لذت های مادی مانند خوردن، آشامیدن و خوابیدن؛ و گرایش به ارزش های معنوی همچون خداجویی، عدالت خواهی و نوع دوستی.بر این اساس از سویی تکامل انسان در گروه رشد و شکوفایی هر دو بعد وجودی اش، خواهد بود و از سویی دیگر توجه کافی نداشتن به نیازها و تمایلات مادی انسان، در واقع نادیده گرفتن نهی از سرشت اوست که وی را از رسیدن به مقصود بازخواهد داشت؛با توجه به آنچه گذشت، نظام اقتصادی مطلوب، نظامی است که از یک سو برآورنده نیازها و تامین کننده رفاه مادی انسان باشد، و از سوی دیگر زمینه ساز تعالی و رشد ارزش های روحی و معنوی او باشد.توجه به بعد معنوی، انسان را به کرامتی ویژه از ناحیه خدا می رساند و نپرداختن به آن، او را از جایگاه بلند خود فرو انداخته و در حد حیوانات و بلکه پائین تر خواهد آورد.(50)

برخی ویژگی های انسان اقتصادی مطرود


بی توجهی به ویژگی های اقتصادی مکتب اسلامی، باعث می شود از دیدگاه اسلام انسان اقتصادی تجسم یابد. برخی از ویژگی های چنین انسانی عبارت است از:
1.پیوسته سود مادی خویش را به منافع دیگران ترجیح دهد؛ و بدین سبب بسیار تنگ نظر، خسیس و خودخواه گردد؛... وَکانَ الاِنسانُ فَتُورا(51)
2.عجول و شتابگر است. به همین دلیل نمی خواهد یا نمی تواند منافع واقعی و دراز مدت خویش را در نظر بگیرد؛ وَ یَدعُ الاِنسانُ بَالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالخَیرِ وَ کانَ الاِنسانُ عَجولاً(52)
3.به شدت شیفته ی مال و ثروت است و دائم به انباشتن آن می پردازد: وَ اِنَّهُ لِحُبِّ الخَیرِ لَشَدید (53)یَکنِزُنَ الذَّهَبَ و الفضَّهَ وَ لا یُنفِقُونَها فی سَبیلِ الله (54)کم ظرفیت و کم طاقت است و در رویارویی با مشکلات اقتصادی بی تابی می کند و به هنگام گشایش و رفاه، بخل می ورزد: اِنَّ الاِنسانَ خُلِقَ هَلُوعاً، اِذا مسّه الشَّرُّ جَزُوعا و وَ إِذا... الخَیرُ مَنوعاً(55)
4.ثروت و امکانات در اختیارش را، تنها حاصل تلاش و زیرکی خود می پندارد: قالَ اِنَّما اُوتیتُهُ عَلی عِلمٍ عِندی... (56)
5.گرفتار غرور و غفلت می شود. یا ایُّهَا الانسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الکَریم(انفطار/6)...اِنَّهُ لَفَرِحً فَخُور(57)
6.تعهد او به هنجارهای اجتماعی تا زمانی است که در خود احساس نیاز کند، لذا آن گاه که خود را بی نیاز دانست، سرکشی می کند: اِنَّ الاِنسانَ لَیَطغی، أن رَآهُ استَغنی(58)این انسان با این اوصاف حتی اگر مسلمان باشد، اما رفتارهایش شباهت فراوان به انسان اقتصادی مکتب سرمایه داری دارد.
 

برخی ویژگی های اقتصادی انسان تربیت یافته اسلامی:

1.با منافع دیگران، هماهنگ است و در موارد لازم، دیگران را بر خود مقدم می سازد: وَ یُوثِرُونَ عَلی أنفُسِهِم وَ لَو کانَ بِهِم خَصاصَه(59)
2.آینده نگر و دارای بینش عمیق است؛ به همین خاطر دارایی خویش را وسیله ی رسیدن به منافع دراز مدت و لذت پایدار قرار می دهد. إنَّ الَّذینَ یَتلُونَ کِتابَ اللهِ وَ أقامُوا الصَّلاهَ وَ أنفَقُوا مَمَّا رَزَقناهُم سِرًّاً وَ عَلانِیَهً یَرجُونَ تِجرَهً لَن تَبورَ، لِیُوَفَّیَهُم أجُورَهُم وَ یَزیدَهُم مِن فَضلِهِ(60)
3.دل داده و وابسته به ثروتش نیست، بلکه آن را در مسیر رضایت الهی (بقره/256) و خدمت به نیازمندان(زاریات/19) به کار می گیرد. در برابر نابسامانی ها و مشکلات اقتصادی، شکیبایی می ورزد(حج/35) و به هنگام رفاه و آسایش طغیان نمی کند و خویشتن را به سرمستی و شادمانی و فخر فروشی نمی آلاید.(هود/10-11)
4.آنچه دارد، نه از تلاش و زیرکی خود، بلکه از فضل پروردگارش می داند: هذا من فضل ربی و بدین سان ثروت و مکنت خویش را، وسیله ی آزمایش می داند و پیوسته در پی استفاده درست و شکرگزاری عملی است: لِیَبلُوَنی أ أشکُرُ أم أکفُر(61)تردیدی نیست که دستیابی به چنین صفات و شخصیتی جز در پرتو آموزه های اخلاقی و حیاتی، شدنی نیست و این مهم، که همان تربیت و هدایت انسان ها به سوی کمال و تعالی است، هدف اصلی نظام اقتصادی به شمار می رود.


نتیجه گیری


جمع بندی مطالب این مقاله که پیرامون جهاد اقتصادی با رویکرد رابطه دین و اقتصاد در اسلام ما را به این مطلب سوق می دهد که توجه به مسائل اقتصادی در مبانی اسلام جامعه ای مستحکم و دارای ثبات روحی و روانی و پیشرفت را در پی خواهد داشت. آیات و روایات موجود پیرامون این موضوع الگوی رفتاری و گفتاری خوبی را برای ما زمینه سازی می کند، به صورتی که جامعه¬ای رو به کمال را تشکیل خواهد داد. که همان هدف نهایی انبیاء و اولیاء الهی بوده و است. در مکتب اسلام ایجاد اقتصاد سالم یک امر مقدس و همچون عبادت و جهاد در راه خدا نامیده شده است و جمع بین جهاد و اقتصاد دور از ذهن نخواهد بود امید است نامیدن سال 90 تحت این عنوان ما را در مسیر تعالی اقتصادی جامعه حرکت دهد. در پایان توفیق الهی را برای رهبر انقلاب و همه خدمت گزاران در این جهاد مقدس را خواستارم.

پی نوشت ها :
 

1.اعراف/85، شعراء/181، اسراء/35، انعام/152، مطففین.
2.یوسف/47تا49 و 54تا56.
3.به عنوان نمونه می توان به آیاتا زیر اشاره کرد:بقره/188،275،280،282،283،نساء/5،6،29.
4.وسایل الشیعه، ج12، ص1302.
5.در برخی روایات مطیع بودن در مقابل دستورات شرع به میزان تبعیت از آموزه های اقتصادی اسلام همچون الزام به خمس، زکات و پرهیز از لقمه حرام و... منوط شده است.
6.این مساله تا جایی حائز اهمیت است که رسول اکرم در جمله معروف خود می فرماید: «فلولاء الخبزما صلینا و لا صمنا» برای ما در نان برکت قرار ده، و آن را از ما جدا مساز، که اگر نان نبود قادر بر نماز گزاردن و روزه گرفتن و انجام واجبات پروردگارمان نبودیم.
7.الحیاه، ج6، المساله التاسعه-المعادله العاشره، ص249 تا 251.
8.توبه-103
9.زمرآیه62
10.لقمان/ 11
11.انعام /164
12.مفردات الفاظ قرآن راغب، ص336.
13.سجده، / 5
14.آل عمران/109
15.بقره/107،مائده/17 ،18 ،40 ،120 ، انعام/57و56و...
16.هود / 6
17.سباء / 24
18.کافی، ج5، ص168.
19.بقره/30
20.اسراء/70.
21.سجده/9.
22.احزاب/72.
23.نور/ 33.
24.حدید / 7.
25.الحیاه،ج3 ،ص 87.
26.مومنون آیه 115-116.
27.مومنون/115،نجم/42،قیامت/22و23، فجر/27و30.
28.فلسفه اخلاق، موسسه آموزش و پژوهشی امام خمینی، ص125.
29.ذاریات / 56.
30.راغب،مفردات،ص542،المیزان، ج18،ص392.
31.وسایل الشیعه، ج12ص2-5،9-13.
32.المیزان ،ج20،ص407.
33.نساء/59.
34.ذاریات/19،معارج/24و25.
35.نهج البلاغه، ترجمه ی فیض الاسلام، خطبه 166.
36.برای نمونه ر.ک: اعراف/157، فرقان/43، احزاب/67، جائیه/23.
37.درباره نفی پندار جبر محیط تاریخ از نگاه قرآن ر.ک: ن طه/60-76، کهف/9-26،تفسیر نمونه،ج7، ص213.
38.رعد /11.
39.مدثر/38،اسراء/13،نجم/39،یونس/108.
40.انفال/25،اسراء/16.
41.برای اطلاع بیشتر ر.ک: متضی مطهری، مجموعه آثار، ج2، ص339-333.
42.جاثیه /24.
43.انسان / 27.
44.نساء / 134.
45.آل عمران/ 185.
46.توبه / 100
47.زخرف/ 71
48.همچنین ر.ک: هود/84، بقره/275، مطففین/1/4/-5.
49.سجده آیه 7-9.
50.برای مقایسه این دو بعد ر.ک: نجم/9،اعراف/176.
51.اسراء /100.
52.اسراء / 11
53.عادیات /8
54.توبه / 34
55.معارج / 19-21
56.قصص/ 78.
57.هود/ 10.
58.علق / 7-6.
59.حشر /9.
60.فاطر / 29-30.
61.نمل/ 40.

منابع :
1.قرآن
2.المیزان، تالیف محمد حسین طباطبایی- قم-جامعه مدرسین حوزه علمیه قم– دفتر انتشارات اسلامی، 1373
3.الحیاه-محمدرضا حکیمی، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دفتر انتشارات اسلامی،1360
4.کافی- کلینی-محمد بن یعقوب بن اسحاق الکلینی- تهران-دارالکتاب اسلامیه – بی تا
5.فلسفه اخلاق ، محمد تقی مصباح یزدی، تهران، انتشارات اطلاعات، 1367
6.مجموعه آثار – شهید مرتضی مطهری، تهران، انتشارات صدرا، 1374
7.مفردات راغب اصفهانی، تحقیق، صفوان عدنان داودی، دمشق، دارالقلم، بیروت، دارالثامیه، 1412ق
8.وسایل الشیعه- محمد بن الحسن العم العاملی- تهران- اسلامیه-1367

راسخون

X