منوی اصلی
صفحه نخست alh luvtd ;kdn تبیان
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما فقط مطالبی که در قسمت 1- "مطالب،نواها ونماهای تولیدی وبلاگ" 2- :"مطالب و مقالات تولیدی نویسنده" 3- و قسمت : " نرم افزارهای تولیدی نویسنده وبلاگ" میباشد مربوط به نویسنده(بنده) وبلاگ است تمام این مطالب به تلاش خود نویسنده به دست آمده و از هیچ وبلاگی کپی گرفته نشده حتی سعی کرده ام که کالاهایی که دوستان دیگر معرفی کرده اند،معرفی نکنم تا کالاهای جدید را معرفی کنم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم تشکر
صفحه ها
دسته
لينك دوستان
1- توليد ملي ، سرمايه ايراني
2- سازمان زنان انقلاب(منطقه 6)
3- حمايت ازتوليدملي
4- حمايت از توليد ملي(فرمان رهبرم)
5- ذائقه ايراني ، كالاي ايراني
6- توليد ملي
7- ما ميتوانيم
8- ما ميتوانيم (made in iran)
9- حمايت از توليد ملي
10- ساخت ايران
11- توليدات با كيفيت
10- ايران وطن من
11- توليد ملي حمايت از كار وسرمايه ايراني
12- توليد ايراني افتخار جهاني
13- تك راه(بانك محصولات ايراني)
14-ساخت ايران
15-توريسم ايران
16-ايراني باكيفيت
17-توليد ملت
18-توليد ملي ايران
20-حمايت از توليدات با كيفيت
21-حمايت اقتصادي+توليد ملي
22-حمايت از توليد ملي،كار و سرمايه ايراني
23-توليد ايراني بخريم
24-توليد ملي
25-ايران وطن من
26-ايران سازان
27-راههاي حمايت از توليد ملي
28-توليدات ملي
29-به رنگ ملي
30-ساخت ايران
31-حمايت از اقتصاد ،كار وتوليد ملي
32-كالاي ايراني بخريم
33-توليد با كيفيت ملي
34-روايت 91
35-آسيب شناسي توليدات ملي
36-توليد ملي اقتدار ملي
37-توليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني
38-توليد ايراني-افتخار جهاني
39-سرآمد
40-باور ملي،حمايت از كار و سرمايه ايراني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 378544
تعداد نوشته ها : 604
تعداد نظرات : 58
این سایت را حمایت می کنم
Online User
Rss
لوگوی ما



لوگو دوستان

خاطره‌اي از مقام معظم رهبري درباره اعتماد به توان داخلي:


>>منطق‌شان اين بود كه ما نفت داريم؛ مثل آقاها مي‌نشينيم و برايمان مي‌آورند<<

 شما چه مى‌گوييد و به چه چيزى اعتراض مى‌كنيد؟ امروز اروپايى‌ها و غربى‌ها مثل نوكر دارند براى ما كار مى‌كنند. ما نفت داريم، پول داريم، پول مى‌دهيم و آنها كارگر مايند و مثل نوكر دارند براى ما كار مى‌كنند! اين، منطق يك نماينده‌ى مجلسِ آن روز است!

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني توليد ايراني، مقام معظم رهبري در ديدار مهندسان و محققان فني و صنعتي كشور در اسفندماه سال ۱۳۸۳ در بخشي از بيانات‌شان واردات بي‌رويه را تقبيح و بر تقويت روحيه خودباوري به ويژه در عرصه توليد تأكيد كردند.

ايشان در بخشي از بياناتشان فرمودند: «... از اواسط دوره ى قاجار نشانه هاى پيشرفت اروپايى در كشور ما بتدريج شروع كرد ظاهر شدن. روشنفكران ما كسانى بودند كه به اروپا مى رفتند يا نوشته هاى آنها را مى خواندند؛ لذا با پيشرفتهاى آنها آشنا مى شدند و خود را در مقابل آنها ناتوان و حقير مى ديدند. اين حرفِ تكرار شده يى است از طرف روشنفكرهاى صدر مشروطه، كه ما فقط و فقط بايد دنبال غربى ها راه بيفتيم و به هرچه آنها مى گويند، در همه ى شؤون زندگى مان عمل كنيم؛ اين حرفى كه از تقى زاده و ديگران نقل شده و واقعيت هم دارد.

اينها مى گفتند ما بايد ۱۰۰ درصد به نسخه ى آنها عمل كنيم تا پيش برويم؛ يعنى مجال ابتكار، ابداع، خلاقيت و نگاه بومى به مسائل علمى و صنعتى مطلقاً در محاسبه ى اينها نمى گنجيد. اين را از اين طرف حساب كنيد؛ حالا طرف مقابلى كه ما توصيه مى شديم به اين كه از او تبعيت كنيم، چيست؟ همان انقلاب صنعتى و انقلاب علمى و پيشرفت علمى يى است كه نگاهش فقط محدود به چارچوب كشور خود نمى شود؛ بلكه به دنيا به چشم يك ذخيره و يك انبار بزرگ كه بايد از آن استفاده كند و ببلعد تا اين كه بتواند حجم خودش را بيشتر كند و خود را توسعه دهد، نگاه مى كند.

اين زمانى كه من اشاره مى كنم، زمانى است كه بيش از صد سال از شروع استعمار گذشته بود؛ يعنى پرتغالى ها، اسپانيايى ها، انگليسى ها، هلندى ها و بخش هاى مختلف اروپا به مناطق ثروتمندِ دست نخورده ى دنيا، از جمله منطقه ى ما، منطقه ى اقيانوس هند، شبه قاره ى هند، اندونزى، آفريقا و بقيه ى مناطق گوناگون دست انداخته بودند و آن ثروتهاى عجيب و دست نخورده را پيدا كرده بودند. البته خُلقيات اروپايى ها هم در اين كار تأثير داشت. بعضى از اين خُلقيات مثبت است، بعضى از آنها منفى. من از كسانى نيستم كه غربى ها را يكسره داراى خُلقيات منفى بدانم؛ نه، خلقيات مثبتى هم دارند؛ خطرپذيرند، شجاعند، دنبالگيرند. اينها سوار كشتى شدند، راه افتادند، رفتند تا به كشورها و مناطق دست نخورده برسند؛ يعنى انبارهاى ثروت طبيعى. آسيا را فتح كردند، آفريقا را فتح كردند، طبعاً آمريكا را هم فتح كردند.

وقتى در ايران، متفكرِ عالمِ سياسى ما مى گويد ما بايد ۱۰۰ درصد كوچك ابدال غربى ها و دنباله روِ آنها شويم، چه وضعى پيدا مى كنيم؟اگر آن طرفى كه ما مى خواستيم كوچك ابدال و نوچه و دنباله روِ او بشويم، انسان منصف و موجود عادلى بود و قصد تجاوز و تعرض نداشت، خيلى خوب بود؛ اما طرف مقابل ما كى بود؟ آن موجود متعرض، متجاوز و نگرنده ى به گستره ى عظيم جهانى با عنوان يك انبار مواد رشد و تعالى زيستى؛ ما شديم كوچك ابدالِ او. او هم وارد شد و علم و صنعت خودش را به ما نداد؛ ما را تربيت علمى و فرهنگى نكرد، مثل استاد دلسوزى كه شاگرد را تربيت مى كند؛ ما در دوران نوسازى علمى و صنعتى ايران و به قول آقايان، دوران مدرنيزاسيون - كه بنده از اين گونه تعبيرات خوشم نمى آيد - شديم مثل يك كارگر ساده ى ساختمانى در اختيار يك معمار و يك مهندس. يك كارگر ساده ى ساختمانى چه كار مى تواند بكند؟ بله، در ساختن خانه نقش دارد، اما صرفاً نقش جسمانى و غيرفكرى؛ گِل بده، آجر بده، گچ بده، يا اينها را روى هم بچين. دوره ى انحطاط ما از اين جهت است.

ايرانىِ هوشمند و بااستعداد، در اين فضا مجبور بود يكى از دو كار را بكند؛ يا تن بدهد و تسليم اين وضعيت بشود، يا از كشور خارج شود و در خدمت ديگران قرار بگيرد. در صنايع نظامى و هوايى - صنايعى كه ما در طول چند سال گذشته اطلاعاتى راجع به آنها پيدا كرده ايم - مهندسانى كه امروز در اين كشور مى توانند هواپيما و پيچيده ترين قطعات را بسازند و ساخت معكوس كنند، در آن زمان وظيفه شان اين بود كه چك ليست هواپيما را بگيرند، بروند سركشى كنند و بيايند بگويند اين قطعه درست است يا درست نيست. اگر قطعه يى هم معيوب بود، آن را دربياورند، تحويل مهندس بيگانه بدهند تا او آن را به خرج ما سوار هواپيما كند و به امريكا ببرد و در آن جا آن را تعمير يا تعويض كنند و برگردانند؛ بيش از اين اجازه داده نمى شد. اين مهندس و اين آدم خوشفكر و با استعداد و قابل جهش، يا اين وضع را تحمل مى كرد - كه بيشتر اين گونه بودند؛ با همين وضع زندگى مى كردند - يا اگر روح ماجراجويى داشت، از اين كشور خارج مى شد و مى رفت در خدمت ديگران قرار مى گرفت، يا اصلاً نمى آمد؛ كه از اين قبيل هم تعداد زيادى داشتيم. بعد از انقلاب، بنده با برخى از اينها برخورد و ديدار و آشنايى هم داشته ام.

ايشان در بخش ديگري از سخنانشان در در ديدار مهندسان و محققان فني و صنعتي كشور فرمودند: «... آن روز به ما مى‌گفتند شما برويد لولهنگ بسازيد؛ آفتابه‌هاىِ گلى‌يى كه آن وقت‌ها مى‌ساختند؛ يعنى آفتابه‌ى حلبى هم نه! ما حتى دسته‌ى بيل را هم از خارج وارد مى‌كرديم؛ همچنين بقيه‌ى چيزهاى مورد مصرف و مورد نياز روزافزون صنعتى را. سطح زندگى پيشرفت مى‌كرد و نيازهاى فراوان روز به روز پيش مى‌آمد؛ همه‌ى اينها را ما بايد از ديگران مى‌گرفتيم و وارد مى‌كرديم. برنامه‌ريزانِ آن وقت افتخار هم مى‌كردند!

سال 44 يا 45 در مشهد به ديدن دوستى رفته بوديم و تصادفاً يكى از نمايندگان مجلس شوراى ملىِ آن روز هم به اين جلسه آمده بود. دوره‌ى جوانى و پرشورى ما بود و از وابستگى و تسلط بيگانگان و اين گونه مطالب حرف‌هايى زديم؛ بى توجه به اين كه اين آقا نماينده‌ى مجلس است. نماينده‌ى مجلسِ آن وقت - يعنى كسى كه دربار ليست داده بود كه ايشان بايد نماينده‌ى فلان جا شود؛ آن وقت كه انتخابات نبود - در جواب من يك مقدار با تفرعن و تكبر و اخم و تخم حرف‌هايى زد؛

از جمله اين كه گفت شما چه مى‌گوييد و به چه چيزى اعتراض مى‌كنيد؟ امروز اروپايى‌ها و غربى‌ها مثل نوكر دارند براى ما كار مى‌كنند. ما نفت داريم، پول داريم، پول مى‌دهيم و آنها كارگر مايند و مثل نوكر دارند براى ما كار مى‌كنند! اين، منطق يك نماينده‌ى مجلسِ آن روز است! دوره ى انحطاط كه مى‌گويم، يعنى اين. فكر اين بود كه ما چرا توليد كنيم؟ چرا بسازيم؟ چرا ياد بگيريم؟ ما در خانه‌هاى خود مثل آقاها مى‌نشينيم، برايمان مى‌آورند و وسايل لازم را در اختيار ما مى‌گذارند؛ ما هم پول نفت داريم، مى‌دهيم و زندگى اشرافى مى‌كنيم. اين، منطق آن روزِ يك دولت‌مردِ در سطح بالا بود. فرهنگ حاكمِ آن روز بر دستگاه‌هاى اداره كننده‌ى كشور، همين بود؛ لذا آن صد سال، دوره ى انحطاط ماست.....»

منبع:http://tolideiran.ir/

 


X