منوی اصلی
صفحه نخست alh luvtd ;kdn تبیان
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما فقط مطالبی که در قسمت 1- "مطالب،نواها ونماهای تولیدی وبلاگ" 2- :"مطالب و مقالات تولیدی نویسنده" 3- و قسمت : " نرم افزارهای تولیدی نویسنده وبلاگ" میباشد مربوط به نویسنده(بنده) وبلاگ است تمام این مطالب به تلاش خود نویسنده به دست آمده و از هیچ وبلاگی کپی گرفته نشده حتی سعی کرده ام که کالاهایی که دوستان دیگر معرفی کرده اند،معرفی نکنم تا کالاهای جدید را معرفی کنم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم تشکر
صفحه ها
دسته
لينك دوستان
1- توليد ملي ، سرمايه ايراني
2- سازمان زنان انقلاب(منطقه 6)
3- حمايت ازتوليدملي
4- حمايت از توليد ملي(فرمان رهبرم)
5- ذائقه ايراني ، كالاي ايراني
6- توليد ملي
7- ما ميتوانيم
8- ما ميتوانيم (made in iran)
9- حمايت از توليد ملي
10- ساخت ايران
11- توليدات با كيفيت
10- ايران وطن من
11- توليد ملي حمايت از كار وسرمايه ايراني
12- توليد ايراني افتخار جهاني
13- تك راه(بانك محصولات ايراني)
14-ساخت ايران
15-توريسم ايران
16-ايراني باكيفيت
17-توليد ملت
18-توليد ملي ايران
20-حمايت از توليدات با كيفيت
21-حمايت اقتصادي+توليد ملي
22-حمايت از توليد ملي،كار و سرمايه ايراني
23-توليد ايراني بخريم
24-توليد ملي
25-ايران وطن من
26-ايران سازان
27-راههاي حمايت از توليد ملي
28-توليدات ملي
29-به رنگ ملي
30-ساخت ايران
31-حمايت از اقتصاد ،كار وتوليد ملي
32-كالاي ايراني بخريم
33-توليد با كيفيت ملي
34-روايت 91
35-آسيب شناسي توليدات ملي
36-توليد ملي اقتدار ملي
37-توليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني
38-توليد ايراني-افتخار جهاني
39-سرآمد
40-باور ملي،حمايت از كار و سرمايه ايراني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 371659
تعداد نوشته ها : 604
تعداد نظرات : 58
این سایت را حمایت می کنم
Online User
Rss
لوگوی ما



لوگو دوستان
بيكاري مهمتر از تورم
بيكاري مهمتر از تورم

مساله اقتصاد ايران اين است كه تورم را به عنوان يك مساله اقتصاد كلان معرفي مي‌كنيم اما با گراني، به عنوان يك مساله اقتصاد خرد برخورد مي‌كنيم. در كتاب «اقتصاد ايران و معماي توسعه‌نيافتگي» به اين بدفهمي‌ها اشاره كرده‌ام. يكي از بدفهمي‌هاي اقتصاد ايران، گراني و تورم است. آنچه اين روزها با آن مواجه هستيم، تورم است، گراني نيست. گراني اصلاً يعني چه؟ در حال حاضر حجم نقدينگي در اقتصاد ايران بسيار زياد است. درمقابل، رشد توليد اين اقتصاد كاهش پيدا كرده. نتيجه اين فرآيند تورم است. اما نمي‌خواهيم اين موضوع را بپذيريم.
 
درحالي كه موضوع تورم يك موضوع كلان و بسيار حائز اهميت است. در كنار اين، تورم، يك عامل تخريب سرمايه اجتماعي هم هست. چون تورم كه افزايش پيدا مي‌كند، همه دنبال اين مي‌گردند كه مقصري برايش پيدا كنند. مردم به دولت بي اعتماد مي‌شوند و دولت كسبه را مقصر مي‌داند و مي‌گويد كسبه دارند گران مي‌فروشند. مدام دودستگي ايجاد مي‌شود. چرا كه دولت سعي مي‌كند يك طرف را بگيرد آن وقت صداي طرف ديگر در مي‌آيد. همه با هم درگير هستند. نمايندگان مجلس به دولت ايراد مي‌گيرند اما دولت براي اين كه كاري كرده باشد، با كسبه برخورد مي كند واين باعث نارضايتي مي‌شود. درحالي كه مقصر فرد ديگري است. مقصر، رشد نقدينگي است و زماني كه نقدينگي از رقم 60 هزار ميليارد تومان به حدود 400 هزار ميليارد تومان افزايش پيدا مي‌كند، رشد نقدينگي، خود را در تورم نشان مي‌دهد. پس نبايد بگوييم اين تورم نيست و گراني است. با چنين اشتباهي در مبنا، كسبه و بازاريان مقصر قلمداد مي‌شوند بعد با آنها برخورد تعزيراتي مي‌شود.
 
پيش از انقلاب 10 هزار بازرس صنفي وجود داشت و اگر اين تعداد به 100 هزار نفر افزايش پيدا كند، بازهم صورت مساله را پاك كرده‌اند. اين دور باطل است وهيچ وقت به نتيجه نمي‌رسد. در حال حاضر مساله اصلي اقتصاد ايران بيكاري است. من نگران تورم نيستم، نگران بيكاري‌ام. مساله اين است كه كشور درحال حاضر از نظر بيكاري به شكل نگران‌كننده‌اي در معرض تهديد است. پيش از اين شايد نگراني اين بود كه جوان‌هايي كه به سن كار مي‌رسيدند، كار پيدا نمي‌كردند. اين نگراني همچنان وجود دارد و آثار آن را مي‌بينيم اما اين روزها موضوع بيكاري وارد مرحله خطرناك‌تر و نگران كننده‌تري شده است. از كنار بيكار شدن شاغلان به هيچ‌وجه نبايد گذشت.
 
درحال حاضر فردي كه پيش از اين شغل داشته، در معرض از دست دادن شغلش قرار گرفته است. وضعيت بنگاه‌ها درحال حاضر به گونه‌اي نيست كه بتوانند سطح اشتغال خود را حفظ كنند. قيمت انرژي افزايش يافته، هزينه نيروي‌كار زياد شده، نرخ سود بانكي افزايش پيدا كرده، نرخ ارز افزايش پيدا كرده و آثار تحريم و بقيه تنگناها قابل مشاهده است. بعد انتظار داريم بنگاه، محصول خود را به قيمت قبلي بفروشد و اگر نفروشد با او برخورد مي‌شود. بنابراين تا زماني كه به مسائل به صورت حرفه‌اي نگاه نشود، نمي‌توان مشكلات بخش توليد را رفع كرد. با فشار وارد آوردن به توليد، قطعا توليد متوقف مي‌شود. توليد كه متوقف شد، چه كسي مي‌خواهد حقوق كارگرانش را بدهد. در نتيجه، دولت با انبوهي از مسائل كارگري و اجتماعي و مسائل حاشيه‌اي ديگر مواجه مي‌شود.
 
از آن طرف يارانه‌اي كه پرداخت مي‌شود، رفته رفته زير فشار تورم، كم‌ارزش‌تر مي‌شود و هر دوره كه فشار تورمي بيشتر شود، ارزش يارانه پرداختي دولت كمتر و كمتر مي‌شود. شايد براي دهك اول درآمدي اقتصاد ايران، مبلغ 45 هزار تومان قابل توجه باشد. ولي شما از دهك اول كه بالاتر مي‌آييد، به تدريج سهم درآمد حاصل از كار افراد نسبت به يارانه دريافتي افزايش پيدا مي‌كند. ازآن طرف، هر دوره تورم،20 درصد از مبلغ يارانه پرداختي را كم ارزش مي‌كند. مثلاً تورم 20 درصدي فعلي باعث مي‌شود ارزش يارانه پرداختي تا سطح 35 هزارتومان كاهش پيدا كند و اگر همين طور ادامه پيدا كند، در مدت زماني كم، قدرت خريد مردم به شدت كاهش پيدا مي‌كند. به اين ترتيب مردم براي تامين معاش خود مساله پيدا مي‌كنند. بنابراين اشتباهي كه متاسفانه بعد از موضوع قانون هدفمندسازي يارانه‌ها و افزايش قيمت انرژي صورت گرفت و هنوز هم تكرار مي‌شود، اين است كه وعده داده‌اند به توليد يارانه بدهند، دراين ميان عده‌اي از توليد‌كنندگان مدام فشار مي‌آورند كه چرا نداديد؟
 
در حالي كه مساله توليد پول نيست و به كارخانه نمي‌شود مثل خانوار پول يارانه داد. اما توليدكننده براي ادامه فعاليت، احتياج به محيط مساعد دارد. آنچه باعث مي‌شود بنگاهي از چرخه كسب و كار حذف شود، نياز‌هاي يارانه‌اي نيست. اگر محيط كسب وكار مساعد باشد، و توليدكننده‌اي نتواند رضايت مصرف‌كننده را فراهم كند، حذف مي‌شود. قرار نيست در فضاي رقابتي همه توليدكننده‌ها بمانند. مهم‌ترين كار سياستگذار اين است كه ورود و خروج بنگاه‌ها كم‌هزينه باشد. يعني بنگاه جديد بتواند ايجاد شود، بنگاهي هم كه نمي‌تواند در فضاي رقابتي كار كند، بايد برود. بتواند تغيير كسب و كار بدهد، و در حرفه ديگري وارد شود. بنابراين، واقعاً به جاي اينكه بخواهيم به كارخانجات، به واحدهاي توليدي فشار بياوريم كه چرا داريد به اين قيمت مي‌فروشيد، بايد ببينيم مساله‌شان چيست؟ توليدكننده از قيمت بالا نفع نمي‌برد. اگر قيمت زياد شود كه تقاضا براي محصولش كم مي‌شود. طبيعي است كه همه‌جا دنبال اين هستند كه محصول‌شان را بفروشند.
 
هميشه در ابتداي يك دوره آموزشي از دانشجويان مقطع كارشناسي و درس «مباني اقتصاد» سوالي مي‌پرسم و مي‌گويم پاسخ را در انتهاي دوره تهيه كنيد. مي‌پرسم «در ايام كريسمس در بيشتر كشورها فروشگاه‌ها دوره حراج دارند و كالاي خود را با درصدهاي بالاي تخفيف مي‌فروشند. اما در ايران، وقتي به عيد نزديك مي‌شويم، دولت در گوشه و كنار خيابان چادر مي‌زند براي اين كه قيمت را بشكند. پرسش اين است كه چرا اين اتفاق براي اقتصاد ايران نمي‌افتد؟ مساله اصلي اين است كه در خيلي از كشورها وقتي قيمت پايين آورده مي‌شود، با كاهش قيمت، فروش خيلي زياد مي‌شود و فروشنده دنبال اين نيست كه قيمت را بالا ببرد. دنبال اين است كه سودش حداكثر شود. سودش را با پايين آوردن قيمت و فروش بيشتر تضمين مي‌كند. متاسفانه شرايط فعلي به گونه‌اي است كه به همه چيز شعاري نگاه مي‌كنيم.

مثلاً برخوردي كه در سال توليد ملي با توليد مي‌شود، متناسب با نام‌گذاري سال نيست. درحالي كه بايد ببينيم مشكلات توليد چيست. كدام دستگاه مسوول، مشكلات توليد را رصد مي‌كند؟ كدام سازمان، متصدي رفع مشكلات ساختاري اقتصاداست؟» به عنوان جمع‌بندي به اين نكته اشاره مي‌كنم كه فضاي فعلي اقتصاد ايران به هيچ وجه سازگار با خصوصي‌سازي نيست. نوع ديگري از بنگاه‌داري شبه دولتي از درون اقتصاد ايران سر درآورده و نتيجه‌اش اين شده كه به جاي گذار از اقتصاد دولتي به اقتصاد رقابتي مبتني بر بخش خصوصي، به اقتصاد آنارشي و نظم‌نا‌پذير رسيده‌ايم.

http://www.jonbeshnet.ir


X