منوی اصلی
صفحه نخست alh luvtd ;kdn تبیان
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما فقط مطالبی که در قسمت 1- "مطالب،نواها ونماهای تولیدی وبلاگ" 2- :"مطالب و مقالات تولیدی نویسنده" 3- و قسمت : " نرم افزارهای تولیدی نویسنده وبلاگ" میباشد مربوط به نویسنده(بنده) وبلاگ است تمام این مطالب به تلاش خود نویسنده به دست آمده و از هیچ وبلاگی کپی گرفته نشده حتی سعی کرده ام که کالاهایی که دوستان دیگر معرفی کرده اند،معرفی نکنم تا کالاهای جدید را معرفی کنم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم تشکر
صفحه ها
دسته
لينك دوستان
1- توليد ملي ، سرمايه ايراني
2- سازمان زنان انقلاب(منطقه 6)
3- حمايت ازتوليدملي
4- حمايت از توليد ملي(فرمان رهبرم)
5- ذائقه ايراني ، كالاي ايراني
6- توليد ملي
7- ما ميتوانيم
8- ما ميتوانيم (made in iran)
9- حمايت از توليد ملي
10- ساخت ايران
11- توليدات با كيفيت
10- ايران وطن من
11- توليد ملي حمايت از كار وسرمايه ايراني
12- توليد ايراني افتخار جهاني
13- تك راه(بانك محصولات ايراني)
14-ساخت ايران
15-توريسم ايران
16-ايراني باكيفيت
17-توليد ملت
18-توليد ملي ايران
20-حمايت از توليدات با كيفيت
21-حمايت اقتصادي+توليد ملي
22-حمايت از توليد ملي،كار و سرمايه ايراني
23-توليد ايراني بخريم
24-توليد ملي
25-ايران وطن من
26-ايران سازان
27-راههاي حمايت از توليد ملي
28-توليدات ملي
29-به رنگ ملي
30-ساخت ايران
31-حمايت از اقتصاد ،كار وتوليد ملي
32-كالاي ايراني بخريم
33-توليد با كيفيت ملي
34-روايت 91
35-آسيب شناسي توليدات ملي
36-توليد ملي اقتدار ملي
37-توليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني
38-توليد ايراني-افتخار جهاني
39-سرآمد
40-باور ملي،حمايت از كار و سرمايه ايراني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 378140
تعداد نوشته ها : 604
تعداد نظرات : 58
این سایت را حمایت می کنم
Online User
Rss
لوگوی ما



لوگو دوستان

طلبكار يا بدهكار؛ نخبه ايراني كدام است؟

نخبگان نيازمند توجه اند نه بنياد / محمدحسين جعفريان

چند روز قبل شبكه يك سيما برنامه‎اي پخش كرد درباره نخبگان و بنياد ملي آن. ماجراي نخبه و نخبگي هم در اين سرزمين نظير بسياري امور ديگر به نظرم به نقض غرض دچار شده است. بنيادي تأسيس شده است و ضوابطي را معلوم كرده‎اند كه هر كس شرايطش منطبق با آن ضوابط بود، به‎عنوان نخبه امكاناتي به وي تعلق مي‎گيرد. اولين گير كار در همين مقدمه است. به‎طور مثال طبق اين ضوابط دارندگان رتبه‎هاي زير يكصد و پنجاه كنكور در شمار نخبگان تقسيم‎بندي مي‎شوند يا به‎قول و تعبير تازه خودشان «استعدادهاي برتر»! اما كيست كه نداند بيشتر اين نخبگان! رتبه‎هاي خود را مديون كلاس‎هاي تخصصي كنكور و پول‎هايي كه در اين عرصه خرج مي‎كنند هستند. جدا از آن، سروته چند ده جلد كتابي كه به دانش‎آموزان ما در سال‎هاي تحصيل مي‎آموزند، مگر حاوي چه مقدار دانش و دانستني است كه بر فرض كسي هم تمام آنها را فوت آب باشد، جامعه بايد وي را نخبه شناخته و امكاناتي به وي بدهد؛ از جمله معافيت از سربازي و مستمري و وام هشتاد ميليوني مسكن و... 


ادامه مطلب رو مشاهده كنيد....

www.loogix.com. Animated gif

 


طلبکار یا بدهکار؛ نخبه ایرانی کدام است؟

نخبگان نیازمند توجه اند نه بنیاد / محمدحسین جعفریان

چند روز قبل شبکه یک سیما برنامه‎ای پخش کرد درباره نخبگان و بنیاد ملی آن. ماجرای نخبه و نخبگی هم در این سرزمین نظیر بسیاری امور دیگر به نظرم به نقض غرض دچار شده است. بنیادی تأسیس شده است و ضوابطی را معلوم کرده‎اند که هر کس شرایطش منطبق با آن ضوابط بود، به‎عنوان نخبه امکاناتی به وی تعلق می‎گیرد. اولین گیر کار در همین مقدمه است. به‎طور مثال طبق این ضوابط دارندگان رتبه‎های زیر یکصد و پنجاه کنکور در شمار نخبگان تقسیم‎بندی می‎شوند یا به‎قول و تعبیر تازه خودشان «استعدادهای برتر»! اما کیست که نداند بیشتر این نخبگان! رتبه‎های خود را مدیون کلاس‎های تخصصی کنکور و پول‎هایی که در این عرصه خرج می‎کنند هستند. جدا از آن، سروته چند ده جلد کتابی که به دانش‎آموزان ما در سال‎های تحصیل می‎آموزند، مگر حاوی چه مقدار دانش و دانستنی است که بر فرض کسی هم تمام آنها را فوت آب باشد، جامعه باید وی را نخبه شناخته و امکاناتی به وی بدهد؛ از جمله معافیت از سربازی و مستمری و وام هشتاد میلیونی مسکن و... 

 


مشکل دیگر تلقی این دوستان از نوع نخبگان است. برای مثال در همین برنامه، تلقی مجری و میهمان و کارشناس و... همه و همه از نخبه، متخصصان حوزه‎های مهندسی بود. شاید استدلال‎شان این باشد که در حال حاضر نیاز مملکت به این عرصه بیشتر است که البته آن‎ هم جای ایراد دارد. اما از تمام این ایرادات که بگذریم، هیچ‎کس نگفت پس از آن که این نخبگان شناسایی شده و انواع کمک‎های بلاعوض به آنها شد، چه سرنوشتی می‎یابند؟ مسئولان ما، بخش خصوصی ما و حوزه‎های مختلف کار و مدیریتی آیا برای نظراتشان تره خرد خواهند کرد؟ آیا حاضرند آنها را به کار یا حتی به مشورت بگیرند؟ فرض می‎کنیم که توانستند اکتشافات و اختراعات مهمی نیز داشته باشند. چه طور این ابداعات را به منصه ظهور برسانند؟ آیا بهتر نیست با وجود امکانات محدود، در این عرصه به کمک آنها برویم تا شاهد یک خروجی معلوم و مؤثر به جای مشتی برنامه و هزینه بی‎فایده باشیم؟ 



مثال کوتاهی بزنم تا منظورم را دریابید. دوست اعجوبه‎ای دارم که کارمند صنایع گاز دولتی است. 

او گریسی ساخته است که نمونه داخلی ندارد. سال‎هاست صنایع مختلف کشور نیاز خود را به این محصول از طریق سه کشور اروپایی که اانحصار آن را دارند، تهیه می‎کنند؛ آن هم به قیمت کیلویی حدود 200 دلار. این دوست ما از ضایعات پلاستیک همین محصول را با یک دهم قیمت و البته با کیفیت بهتر ساخته است. آزمایشگاه‎های مختلف دولتی و خصوصی نیز کیفیت آن را تأیید کرده‎اند.

نزدیک ده‎ سال است که به اینجا و آنجا نامه می‎نویسد و التماس می‎کند که محصول او را بخرند. عاقبت تلویحاً به او حالی کرده‎اند که دلالان، واسطه‎ها و وارد کنندگان این محصول نظر به سودی که از واردات آن می‎برند مانع می‎شوند. حتی مشکلاتی برای این بیچاره خلق کرده‎اند! جالب آن که طرف‎های اروپایی خبر را شنیده‎اند و برایش دعوتنامه و حتی بورس و اقامت فرستاده‎اند. آنها حیرت کرده‎اند که چگونه او از ضایعات پلاستیک که برای محیط‎زیست مضر است و باید هزینه کلانی صرف انهدام یا بازیافتشان کرد، این محصول را ساخته است! خوب است بدانید خود بنده از دو سه سال پیش چند بار در مطبوعات درباره این کشف مهم او نوشته‎ام و تقاضای فریادرسی کرده‎ام. هربار نظر عده‎ای جلب شده است؛ رفته‎اند و دیده‎اند همه چیز دقیق و تمام ادعاه احقیقت است. اما پای فروش آن به مصرف‎کنندگان دولتی و خصوصی که به میان آمده، هیچ کمکی نکرده‎اند! وام مناسب و امکاناتی برای تولید انبوه نیز به این بنده‎خدا نداده‎اند. قضاوت کنید این نخبه ایرانی با آن‎همه وسوسه از سوی غرب و دعوت به کار و این بی‎مهری در داخل، چه باید بکند؟ تنها هوار هوار کردن نخبگان در این جشنواره و آن جشنواره، گرهی از کار امثال او باز می‎کند؟! 

حکایت دیگر طلبکاری برخی از این عزیزان پس از اطلاق عنوان نخبه به آنهاست. کاش مصاحبه یکی از آنها را با خبرنگار سیما می‎دیدید. دختر خانمی که نمی‎دانم رتبه چند کنکور بود، وقتی خبرنگار به او گفت: آیا شما هم استعداد برترید؟ با ترش‎رویی گفت: من نخبه‎ام! و... دیگر اینکه معلوم نیست حکایت نخبگان علوم انسانی و هنر و پژوهشگران در این بین چه می‎شود؟

حکایت آنها که به سیستم دانشگاهی وارد نشده و خود به عالی‎ترین مدارج دست یافته‎اند. نمی‎فهمم چهطور «سید عبدالرضا موسوی» شاعر، محقق و متفکر جوان و نامدار این مملکت یا «امید مهدی‎نژاد» شاعر و طنزپرداز توانمند معاصر و... نخبه نیستند و برای وامی اندک باید کفش ایمنی به‎پا کرده و از این بانک به آن بانک بدوند؛ آن وقت آن دختر خانم هفده- هجده ساله به استناد کارنامه کنکورش می‎شود نخبه! سازوکار این نخبه‎شناسی ایراد ماهوی و ریشه‎ای دارد.

این شکل هزینه کردن و برنامه‎ریزی غلط هیچ خروجی بهدرد بخوری ندارد. اتّفاقاً در همان برنامه یکی از مسئولان اصلی بنیاد صادقانه اعتراف کرد که به معنای حقیقی، ما کمتر از چهل- پنجاه نفر از انبوه اعضای فعلی این بنیاد را می‎توانیم نخبه بنامیم. چرا در رفتار و سیاست‎گذاری خود تجدیدنظر نمی‎کنیم؟

منبع:ثریا

X