منوی اصلی
صفحه نخست alh luvtd ;kdn تبیان
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما فقط مطالبی که در قسمت 1- "مطالب،نواها ونماهای تولیدی وبلاگ" 2- :"مطالب و مقالات تولیدی نویسنده" 3- و قسمت : " نرم افزارهای تولیدی نویسنده وبلاگ" میباشد مربوط به نویسنده(بنده) وبلاگ است تمام این مطالب به تلاش خود نویسنده به دست آمده و از هیچ وبلاگی کپی گرفته نشده حتی سعی کرده ام که کالاهایی که دوستان دیگر معرفی کرده اند،معرفی نکنم تا کالاهای جدید را معرفی کنم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم تشکر
صفحه ها
دسته
لينك دوستان
1- توليد ملي ، سرمايه ايراني
2- سازمان زنان انقلاب(منطقه 6)
3- حمايت ازتوليدملي
4- حمايت از توليد ملي(فرمان رهبرم)
5- ذائقه ايراني ، كالاي ايراني
6- توليد ملي
7- ما ميتوانيم
8- ما ميتوانيم (made in iran)
9- حمايت از توليد ملي
10- ساخت ايران
11- توليدات با كيفيت
10- ايران وطن من
11- توليد ملي حمايت از كار وسرمايه ايراني
12- توليد ايراني افتخار جهاني
13- تك راه(بانك محصولات ايراني)
14-ساخت ايران
15-توريسم ايران
16-ايراني باكيفيت
17-توليد ملت
18-توليد ملي ايران
20-حمايت از توليدات با كيفيت
21-حمايت اقتصادي+توليد ملي
22-حمايت از توليد ملي،كار و سرمايه ايراني
23-توليد ايراني بخريم
24-توليد ملي
25-ايران وطن من
26-ايران سازان
27-راههاي حمايت از توليد ملي
28-توليدات ملي
29-به رنگ ملي
30-ساخت ايران
31-حمايت از اقتصاد ،كار وتوليد ملي
32-كالاي ايراني بخريم
33-توليد با كيفيت ملي
34-روايت 91
35-آسيب شناسي توليدات ملي
36-توليد ملي اقتدار ملي
37-توليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني
38-توليد ايراني-افتخار جهاني
39-سرآمد
40-باور ملي،حمايت از كار و سرمايه ايراني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 372037
تعداد نوشته ها : 604
تعداد نظرات : 58
این سایت را حمایت می کنم
Online User
Rss
لوگوی ما



لوگو دوستان

خبرگزاري فارس: نقش رسانه در توليد ملي

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

رسانه نقشي مهم تر از پول در اقتصاد دارد؛ اگر پول توليدگر را تشويق به راه اندازي يك مجتمع اقتصادي مي كند، رسانه يك جهان را قانع مي كند كه به كارش ادامه بدهد يا ندهد.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

بخش اول

رسانه نقشي مهم تر از پول در اقتصاد دارد؛ اگر پول توليدگر را تشويق به راه اندازي يك مجتمع اقتصادي مي كند، رسانه يك جهان را قانع مي كند كه به كارش ادامه بدهد يا ندهد. در فضاي فعلي جهش هاي اقتصاد بلند و دامنه دار نقش رسانه ها به گونه اي با اقتصاد گره خورده است كه نظريات معتبري از رسانه به امر توسعه و رسانه و يا گرايش عظيمي به ارتباطات و توسعه پيدا شده است.

اينك كه امسال سال «توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني» توسط رهبر معظم انقلاب نام گذاري شده است اين سوال مهم مطرح مي شود كه رسانه ها به عنوان يكي از مهم ترين محورهاي توسعه، چه نقشي در اين زمينه عهده دار هستند؟ ايران به عنوان كشوري كه رسانه ها در آن نقش عمده اي در ايجاد تحرك اجتماعي و اقناع افكار عمومي ايفا مي كنند، در زمينه پيشرفت و حمايت از اقتصاد ملي چه كاركردي مي توانند داشته باشند؟

آيا مي توان با فرهنگ حاكم بر رسانه هاي فعلي به توليد ملي و فرهنگ استفاده از كالاي ايراني اميدوار بود؟ آيا اقتصاد ما مي تواند از طريق رسانه ها مراحل رشد، پويايي و عرضه بين المللي را طي كند؟ و بالاخره رسانه ها بايد چه كار كنند كه مصرف كننده و توليدكننده ايراني سخن و انتظار همديگر را درك كنند؟ما اكنون به يك استراتژي و الگوي رسانه اي نياز داريم كه فرهنگ و اقتصاد كشورمان را رشد بدهد.

به هم پيوستگي رسانه و اقتصاد با رسانه و فرهنگ، هم مي تواند كشور ما را از تبديل شدن به يك كشور مصرف زده دور نگه دارد و هم، زمينه رشد در تقويت باورها و فرهنگ كشورمان را فراهم كند. از اين رو است كه برخي از مراكز پژوهش رسانه معتقدند كه ما بايد در اين ميدان مين مه گرفته، به تدوين يك استراتژي ملي در سيستم ارتباطات حركت كنيم.آنها پيشنهاد مي كنند كه اطلاع رساني ايثارگرانه و خيرخواهانه مي تواند يكي از اهداف مشخص در استراتژي توسعه گرا براي وسايل ارتباط جمعي باشد.(زورق، 1386:302)

چارچوب نظري

رابطه ارتباطات با توسعه مانند بال و پرواز است و اين رسانه است كه پرواز زيبا را مهيا مي كند؛ نظريات رسانه اي كه در باب نقش ارتباطات در توسعه نگاشته شده است بر اين امر تأكيد دارند كه رسانه نقش مستقيم و غيرقابل انكاري در مورد توسعه دارد؛ البته ما در صدد نيستيم كه اين نظريات را كه در شرايط تاريخي و مكاني خاصي ارائه شده اند به كشور خودمان سرايت دهيم، هرچند كه بايد پيروي رسانه هاي خودمان را از اين الگو هاي غير بومي ارتباطات و توسعه، به بحث بگذاريم.

«حميد مولانا» و «لاري ويلسون» در كتاب «گذر از نوگرايي»، «نگرش ها» و «الگوهاي» متفاوت در قبال ارتباطات و توسعه را از هم تفكيك كرده و ابتدا به طبقه بندي نگرش هاي ارتباطات توسعه به شكل زير مي پردازند:نگرش هاي عليتي به ارتباطات و توسعه(پارادايم دهه هاي 1950 و 1960)اين نگرش ها به ارتباطات توسعه از جنبه رابطه علت و معلولي مي نگرد. مشخصه اين ديدگاه بحث بر سر اين مسئله است كه كدام يك (ارتباطات يا توسعه) موجد و عامل ديگري است؟ نويسندگاني همچون «دانيل لرنر»، «اورت هيگن»، «ديويد مك كللند»، از مهم ترين نظريه پردازان اين حوزه محسوب مي شوند. اين الگوها غالباً الگو هاي مرحله اي ناميده مي شوند.

اين دسته از نظريات كه عمدتاً از دوره پس از جنگ جهاني دوم و كسب استقلال سياسي كشورهاي مستعمره قديم مطرح شدند بر تقدم رشد اقتصادي تأكيد دارند و معتقدند، رشد اقتصادي، توزيع عادلانه تر ثروت و درآمد را ميسر خواهد ساخت و پيش شرط هاي لازم براي توسعه نهادهاي دموكراتيك ، كاهش ستيز اجتماعي و از اين طريق تقويت نظام سياسي را فراهم خواهد ساخت و جوامع را قادر مي سازد تا مستقلاً بر پاي خود بايستند.

دانيل لرنر از نخستين نظريه پردازاني است، كه نقش توسعه بخشي ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي را براي جهان سوم، وارد الگوي خود كرد. الگوي چهار مرحله اي لرنر با تأكيد بر ضرورت دگرگوني نظام ارتباطي جوامع سنتي، شاخص هاي اصلي نوسازي و مراحل آن را اين گونه مطرح مي سازد: 1- شهرنشيني 2- سوادآموزي 3- استفاده از وسايل ارتباط جمعي، 4- مشاركت هاي سياسي و اقتصادي. اين شاخصه ها در سال 1958 با انتشار كتاب معروف او تحت عنوان «گذر از جامعه سنتي؛ نوسازي خاورميانه» براي نخستين بار عرضه شد.

لرنر معتقد بود كه نوسازي جهان سوم، تنها يك راه ميان بر و كم هزينه دارد، تقليد از الگوي غربي توسعه و پياده سازي بي كم و كاست مراحل چهارگانه آن، در كشورهاي مزبور. اين ديدگاه ها نخستين رويكرد به توسعه محسوب مي شوند و بر مبناي تجارب غرب در توسعه بوده و يا تحت تأثير تحولات اقتصادي غرب قرار داشتند.


دلايل اصلي شكست الگوي لرنر يا الگوي حاكم

1- تأكيد بر جهان شمولي و يگانه بودن يا اعتبار جهاني اين الگو؛

2- توجه عمده به تغييرات رفتار فردي و غفلت از ضرورت تغييرات ساختاري در كشورهاي جهان سوم؛

3- عدم توجه به تفاوت هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و تاريخي كشورهاي جهان سوم و يكد ست ديدن آنها؛

4- اهميت ندادن به حافظه تاريخي ملت هاي جهان سوم در مورد سوابق استعماري غرب در اين كشورها؛

5- بي توجهي به اشكالات دروني الگو و نسبت دادن صرف علل عدم كاميابي آن، به سوءتدبيرهاي برخي از رژيم هاي سياسي كشورهاي درحال توسعه؛

6- خطي ديدن توسعه؛

7- عدم توجه به هويت و اصالت فرهنگي و بومي اين كشورها


منبع : خبرگزاري فارس


شنبه بیست و یکم 5 1391 9:1
X