منوی اصلی
صفحه نخست alh luvtd ;kdn تبیان
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما فقط مطالبی که در قسمت 1- "مطالب،نواها ونماهای تولیدی وبلاگ" 2- :"مطالب و مقالات تولیدی نویسنده" 3- و قسمت : " نرم افزارهای تولیدی نویسنده وبلاگ" میباشد مربوط به نویسنده(بنده) وبلاگ است تمام این مطالب به تلاش خود نویسنده به دست آمده و از هیچ وبلاگی کپی گرفته نشده حتی سعی کرده ام که کالاهایی که دوستان دیگر معرفی کرده اند،معرفی نکنم تا کالاهای جدید را معرفی کنم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم تشکر
صفحه ها
دسته
لينك دوستان
1- توليد ملي ، سرمايه ايراني
2- سازمان زنان انقلاب(منطقه 6)
3- حمايت ازتوليدملي
4- حمايت از توليد ملي(فرمان رهبرم)
5- ذائقه ايراني ، كالاي ايراني
6- توليد ملي
7- ما ميتوانيم
8- ما ميتوانيم (made in iran)
9- حمايت از توليد ملي
10- ساخت ايران
11- توليدات با كيفيت
10- ايران وطن من
11- توليد ملي حمايت از كار وسرمايه ايراني
12- توليد ايراني افتخار جهاني
13- تك راه(بانك محصولات ايراني)
14-ساخت ايران
15-توريسم ايران
16-ايراني باكيفيت
17-توليد ملت
18-توليد ملي ايران
20-حمايت از توليدات با كيفيت
21-حمايت اقتصادي+توليد ملي
22-حمايت از توليد ملي،كار و سرمايه ايراني
23-توليد ايراني بخريم
24-توليد ملي
25-ايران وطن من
26-ايران سازان
27-راههاي حمايت از توليد ملي
28-توليدات ملي
29-به رنگ ملي
30-ساخت ايران
31-حمايت از اقتصاد ،كار وتوليد ملي
32-كالاي ايراني بخريم
33-توليد با كيفيت ملي
34-روايت 91
35-آسيب شناسي توليدات ملي
36-توليد ملي اقتدار ملي
37-توليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني
38-توليد ايراني-افتخار جهاني
39-سرآمد
40-باور ملي،حمايت از كار و سرمايه ايراني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 372041
تعداد نوشته ها : 604
تعداد نظرات : 58
این سایت را حمایت می کنم
Online User
Rss
لوگوی ما



لوگو دوستان

توليد علوم انساني اسلامي مي تواند محور اصلي توليد ملي باشد ا

رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفت: سرمايه از نظر رهبري، فقط پول نيست بلكه انديشه، دانش و منابع انساني است و توليد محتواي جديد و پرورش افراد متخصص و متعهد مي تواند اصليترين توليد ملي باشد.

 

محمدمهدي زاهدي، رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس شوراي اسلامي  درباره لزوم تحول علوم انساني و موانعي كه در اين فرآيند وجود دارد، به خبرنگار شبستان گفت: هميشه با طرح تحول علوم انساني با رويكرد اسلامي موافق بوده ام و اهتمام جدي به اين مسئله داشته ام.
وي ادامه داد: به دليل اهميت اين موضوع در مجلس شوراي اسلامي، كميته تحول علوم انساني با رويكرد اسلامي زير مجموعه كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس تشكيل شده است.
زاهدي افزود: متولي اصلي تحول علوم انساني شوراي عالي انقلاب فرهنگي است كه با تشكيل كميته تحول علوم انساني در كميسيون آموزش، ارتباط تنگاتنگي بين اين كميسيون و شوراي عالي انقلاب فرهنگي ايجاد شده است.

 

مشكلي در حوزه توليد محتوا نداريم
رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس با بيان اينكه در تحول علوم انساني مشكلات زيادي وجود دارد، عنوان كرد: با توجه به ظرفيت هاي بالا در حوزه و دانشگاه در بحث تحول علوم انساني با رويكرد اسلامي، از بعد نظري يا همان تعريف رشته هاي جديد و نظريه پردازي هيچ مشكلي نداريم اما در توليد محتوا با موانعي رو به رو هستيم.
 

نبود ارتباط تنگاتنگ ميان حوزه و دانشگاه!
وي با بيان اينكه حوزه و دانشگاه هنوز نتوانسته اند ارتباط تنگاتنگي براي توليد محتوا با يكديگر برقرار كنند، تصريح كرد: بايد حوزه و دانشگاه وحدت داشته باشند و بحث توليد محتوا مصداق عملياتي اين وحدت است. علي رغم تلاش هاي زيادي كه شده، هنوز موفق نشده ايم فرآيند تحول علوم انساني را به سرانجام برسانيم.
زاهدي با بيان اين مطلب كه بايد از فضاي مصرفي و ترجمه اي علوم انساني بيرون بياييم ابراز كرد: هنر اين است كه علوم انساني موجود در حوزه و دانشگاه را تبديل به نوشتار و كتاب كنيم. البته ضعف ما در تحول علوم انساني مطرح كردن سرفصل ها در هر كتاب است.
وزير سابق علوم، تحقيقات و فناوري با اشاره به بيانات مقام معظم رهبري و انتخاب عنوان "توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني" براي سال جاري خاطرنشان كرد: سرمايه از نظر رهبري، فقط پول نيست بلكه فكر، انديشه، دانش و منابع انساني ايراني است و توليد مي تواند توليد محتواي جديد و پرورش افراد متخصص و متعهد براي كشور باشد كه بازخورد آن در آينده بسي بيشتر از سرمايه مالي است.
شايان ذكر است، رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در بازديد از خبرگزاري شبستان به سوالات مختلف خبرنگاران به ويژه در حوزه تحول علوم انساني پاسخ داد.

http://shabestan.ir



دلايل و مؤلفه‌هاي انتخاب نام سال توسط مقام معظم رهبري


 دلايل و مؤلفه‌هاي انتخاب نام سال توسط مقام معظم رهبري 

گفتگو با دكتر غلامعلي حدادعادل، مشاور عالي رهبر معظم انقلاب اسلامي و عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي درباره دلايل و مؤلفه‌هاي انتخاب نام سال توسط آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي(مدظله العالي)

به نظر شما چرا عالي‌ترين مقام نظام اسلامي نام‌گذاري سال‌ها را پي مي‌گيرند؟
 

نوروز لحظه‌اي عزيز براي ايراني‌ها است. همه‌ي مردم ما با هر سليقه‌اي تحويل سال و نوروز را مهم مي‌دانند. در تاريخ ايران هميشه بالاترين مقامات كشور هم نوروز را جشن مي‌گرفته‌اند. در انقلاب اسلامي نيز نوروز با پيام رهبري نظام آغاز مي‌شود؛ چه در زمان حضرت امام رحمه‌الله و چه امروز در دوران رهبري آقا. ايشان بيشتر سال‌ها را با يك نامي مشخص كرده‌اند كه به نظر مي‌رسد فلسفه‌ي اين كار جلب توجه مردم به يك ارزش و همين‌طور در نقطه‌‌ي مقابل آن به يك مشكل است. بر اين اساس رهبري با اطلاعات و گزارش‌هايي كه از سراسر كشور دريافت مي‌كنند، مطالعات و تجربه‌اي كه دارند، درك و دريافتي كه از معارف اسلامي و قرآني و مفاهيم انساني دارند و نيز اشرافي كه به مسائل كشور دارند، هر سال ملت را به يك موضوع توجه مي‌دهند.

يعني آيا جنس نام سال، جنس فرهنگ عمومي است؟
 

دقيقاً چنين است. در واقع از ميان همه‌ي ارزش‌ها و جهت‌گيري‌هاي مطلوب، رهبري يك ارزش را برجسته مي‌كنند و در صدر قرار مي‌دهند و توجه همگان را به آن جلب مي‌كنند. اين در واقع نوعي اعتلاي فرهنگ عمومي جامعه است كه از وظايف رهبري است. همان‌طور كه مي‌دانيم، در جامعه‌ي ما اشكال كم نيست. البته محاسن بسياري هم وجود دارد. مردم ما حسن‌هاي بسياري دارند و جامعه‌ي ما عيب‌هايي هم دارد. رهبري هميشه معتقدند بايد در كنار حسن‌ها، عيب‌ها را هم گفت؛ همين‌طور كه برعكس آن را هم تأكيد مي‌كنند و كساني را كه فقط عيب‌جويي مي‌كنند و چشم بر محاسن مي‌بندند، سرزنش مي‌كنند.
 

مقام معظم رهبري براي بيان عيب‌ها از نقطه‌ي مقابل آنها استفاده مي‌كنند و آن حسني را كه توجه به آن مي‌تواند عيب‌ها را برطرف كند، نام سال قرار مي‌دهند. مثلاً در جامعه بي‌انضباطي اجتماعي وجود داشته و ايشان روي انضباط اجتماعي تأكيد مي‌كنند. يا وقتي بخواهند با تنبلي مقابله كنند، همت مضاعف را برمي‌گزينند. يا وقتي بخواهند اعتماد به نفس را تقويت كنند، صحبت از نوآوري و شكوفايي مي‌كنند. وقتي مي‌خواهند به پركاري و عشق به كار تأكيد كنند، وجدان كار را اعلام مي‌كنند. يا مثلاً ارزش‌هايي مانند رفتار علوي، نهضت حسيني و امثال اين‌ها را كه اثرگذار بوده است.

دو نظريه‌ي انتقادي درباره‌ي نام سال وجود دارد. نخست اين‌كه نام‌گذاري سال وقتي اعلام مي‌شود كه از نظر اجرايي دستگاه‌ها برنامه‌ريزي كرده‌اند و بودجه را بسته‌اند. به همين دليل آن نام سال در ساختار نظام وارد نمي‌شود. يك عده هم مي‌گويند اين نام سال تنها حالت شعاري دارد.
 

اهميت نام‌گذاري سال به اين است كه كسي از آن مطلع نباشد و اعلام يكجا و يكباره‌اش موضوعيت دارد. يعني اگر از سه ماه مانده به پايان سال مسئولان كشور بدانند كه قرار است نام سال آينده چه باشد، ديگر اين شكل اعلام از ببن مي‌رود و لطف و بديع بودن آن زايل مي‌شود؛ مثل بقيه‌ي حرف‌ها. مگر در بقيه‌ي سال صحبت از ارزش‌ها نمي‌شود؟ اين هم مي‌شود يكي از آنها. اين است كه نبايد انتظار داشت كه از قبل همه بدانند امسال سال چه خواهد بود. يعني كتمان اين موضوع قابل فهم است. من يك ‌بار خدمت آقا عرض كردم كه خوب است شما به بعضي‌ها بگوييد تا لااقل برنامه‌ريزي كنند. ايشان خيلي از اين پيشنهاد استقبال نكردند. رهبري بيشتر مي‌خواهند اين موضوع در اذهان تثبيت شود و جزء فرهنگ عمومي جامعه شود و براي آينده ذخيره شود.
 

بنابراين بيشتر وظيفه‌ي دستگاه‌ها توضيح شعار سال و نام سال و تبليغ آن و جلب توجه به سوي آن است. مقصود اين نيست كه حالا يك اقدامات پر خرجي صورت بگيرد و مثلاً ده‌ها ميليون تومان خرج كنند و همايش برگزار كنند و در يك حلقه‌هاي بسته‌اي مقالات بخوانند تا خروجي آن يك كار محدود شود. نام سال بيشتر براي اين است كه جامعه و به‌ويژه جوانان در فضاي يك شعار و يك نام تربيت شوند. هر كسي كه دلش به حال كشور مي‌سوزد و مي‌خواهد اين كشور بهتر پيشرفت و رشد كند، وظيفه دارد كه آن نام و آن شعار را توضيح دهد. در واقع تمركز ملي روي يك مفهوم مثل نام سال باعث مي‌شود كه آن مفهوم عميق‌تر در اذهان مردم جاي بگيرد.

يعني شما مخاطب اصلي را توده‌ي مردم مي‌دانيد؟
 

بله. من يادم هست سالي كه آقا آن را سال نوآوري و شكوفايي ناميدند، بعد از عيد در اولين جلسه‌ي شوراي عالي انقلاب فرهنگي موضوع مطرح شد و همه خيلي خوشحال بودند و استقبال كردند و بر اهميت اين سال تأكيد كردند. صحبت از اين شد كه حالا دستگاه‌ها چه وظايفي دارند. يكي از اعضاي شورا پيشنهاد كرد كه ما يك دبيرخانه‌اي در كنار دبيرخانه‌ي شوراي عالي انقلاب فرهنگي يا در دل دبيرخانه‌ي موجود براي اين شعار تشكيل دهيم و از همه‌ي دستگاه‌ها بخواهيم كه تا فلان تاريخ همه‌ي نمونه‌هاي نوآوري و اسناد نوآوري خود را براي ما برسانند. بنده مخالفت كردم و گفتم از اين كارها هيچ خروجي مفيدي درنمي‌آيد. فرض كنيد يك اداره‌اي هم يك وانت اوراق براي شما فرستاد و اسمش را گذاشتند نوآوري. شما چه‌كار مي‌كنيد؟ آن‌جا گفتم كه بنده معتقدم غرض رهبري اين نيست كه از اين نوع كارهاي اداري صورت بگيرد، بلكه غرض اين است كه تمام دستگاه‌هايي كه با عموم مردم سر و كار دارند، حقيقتِ اين موضوع را تشريح كنند و ضرورتش را بيان كنند و نياز كشور را توضيح دهند و آثار زيانبار فقدان آن را بيان كنند.
 

رسانه‌هايي كه در كشور با توده‌ي مردم سر و كار دارند، (به معني عام رسانه) چند دستگاه هستند. اول از همه صداوسيما، بعد مطبوعات، بعد كتاب، بعد فضاي مجازي، بعد آموزش و پرورش كه مي‌تواند در هر سطحي اين نام سال را توسعه دهد؛ مثلاً موضوع انشا شود و معلم‌ها ذهن دانش‌آموزان را برانگيزانند و قلمشان را به حركت درآورند. روحانيت و خصوصاً اهل منبر و وعاظ، همچنين شعرا، نمايش‌نامه‌نويس‌ها، فيلمسازها، همه و همه ببينيد چه طيف وسيعي مخاطب دارند.
 

تمام كساني كه با مردم سر و كار دارند و پنجره‌شان رو به مردم باز مي‌شود و كار نرم‌افزاري از جنس فرهنگي مي‌كنند، وظيفه دارند متناسب با نوع كاري كه مي‌كنند، نام سال را براي توده‌ي مردم پرورش و بسط بدهند و نتايج آن را بيان كنند تا در واقع از جنبه‌هاي منفي و مخالف ارزشي كه مطرح‌شده، رسوب‌زدايي كنند و كاري كنند كه خودِ اين ارزش نهادينه شود. بنابراين انتخاب نام سال قبل از اين‌كه بخواهد يك وظيفه‌ي اجرايي مشخصي روي دوش دولت و دستگاه‌ها بگذارد، يك پديده‌ي اجتماعي است. يعني جنس اين كار بيش از آن كه دولتي باشد، اجتماعي است و به همين دليل همه نسبت به آن وظيفه دارند.

با اين اوصاف، بيشتر تمركز انتخاب نام سال‌ها ارتقاي فرهنگ عمومي است. به نظر شما دليل امر چيست؟
 

به نظر بنده وظيفه‌ي اول رهبر انقلاب اسلامي، وظيفه‌ي معنوي و فرهنگي است. همين‌طور كه خود پيامبر گرامي اسلام فرموده‌اند: «إنّما بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاقِ»، يعني فرق جايگاه رهبري با جايگاه ديگر مسئولان نظام جمهوري اسلامي اين است كه وزن جنبه‌ي فرهنگي در جايگاه رهبري بيشتر از وزن ديگر جنبه‌ها است. البته رهبري طبق قانون اساسي وظايف و اختيارات متعددي بر عهده دارد، ولي شأن اول رهبري اين است كه فرهنگ را كه در جامعه‌ي ما فرهنگ ديني و انساني و اخلاقي است، گسترش دهند و عميق‌تر كنند و در واقع از طريق «آدم نو» «عالم نو» بسازند:
آدمي در عالم خاكي نمي‌آيد به دست
عالمي ديگر ببايد ساخت و از نو آدمي

اين‌كه از نام سال به عنوان شعار ياد كنيم، آيا به اهميت آن آسيب نمي‌زند؟
 

بالاخره شعار هم بد نيست. همين شعار «استقلال» كه اول انقلاب مي‌داديم، مگر اثر نكرده است؟ همين غيرتي كه در مردم در مسائل هسته‌اي در حال حاضر وجود دارد، از نتايج شعار استقلال است كه اول انقلاب داديم و هنوز هم مي‌دهيم. اين كار درستي است و اثر هم دارد. نكته‌ي مهم اين است كه رهبري وقتي هر سال يك شعاري را مطرح مي‌كنند، به اين معني نيست كه شعار سال قبل تاريخ مصرفش تمام شده است؛ خشت روي خشت گذاشته مي‌شود تا بناي اخلاق عمومي ساخته شود.
 

اخيراً در مجمع تشخيص مصلحت نظام، سياست‌هاي كلي اجتماعي در دستور كار كميسيون فرهنگي-اجتماعي مجمع قرار گرفت. بنده پيشنهاد كردم كه دبيرخانه‌ي مجمع نام‌هاي سال را كه رهبري در چند سال گذشته مطرح كرده‌اند، بررسي كند و از نام‌هاي مربوط به مسائل اجتماعي در تدوين سياست‌هاي كلي استفاده كند. يعني سياست‌هاي كلي را گرايش بدهد و از جمله به سوي آن‌چه رهبري از طريق نام‌گذاري سال از جامعه خواسته‌اند. از اين پيشنهاد استقبال شد و قرار شد اين كار انجام شود. به نظر بنده جاي اين بحث در مجمع است، چون تدوين سياست‌هاي كلي نظام پس از مشورت با مجمع تشخيص با رهبري است.

رهبر معظم انقلاب اسلامي چه عناصر و مؤلفه‌هايي را در انتخاب نام سال لحاظ مي‌كنند؟
 

در واقع نوعي جمع‌بندي مجموع عوامل است؛ از جمله آسيب‌هايي اجتماعي كه بايد برطرف گردد. جوانه‌هاي نويي كه در جامعه روييده است. گاهي نيز ممكن است شرايط بين‌المللي يا اقتضائات داخلي هم اثرگذار باشد.
منبع: پايگاه دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمي خامنه اي(مدظله العالي)

منظور از توليد ثروت چيست؟ ديدگاه رهبر معظم انقلاب در زمينه ي توليد ثروت چيست؟ فضاي اقتصادي كشور براي حركت در راستاي توليد ثروت مدنظر مقام معظم رهبري چگونه بايد باشد؟ اين يادداشت درصدد آن است كه به اين سؤالات پاسخ دهد. 
 


يكي از مباحث بسيار كليدي و مهم كه رهبر فرزانه ي انقلاب به آن پرداخته اند، بحث توليد ثروت در كشور است. ايشان در ديدار با دست اندركاران اجراي اصل 44 قانون اساسي كه در تاريخ 30/11/85 صورت پذيرفت، نكات مهمي را در ارتباط با فرهنگ توليد ثروت در اسلام، مطرح كرده اند كه در زير به بخشي از آن ها اشاره مي شود.



«بعضي از اين مطالب را هم با خود من مطرح كردند و گفتند شما با ابلاغ اين سياست ها موجب مي شويد كه افرادي داراي ثروت هاي بزرگ و سنگين شوند و با اين فعاليت هاي اقتصادي يك عده ثروتمند مي شوند. من در جواب آن ها گفته ام و حالا هم مي گويم كه ثروتمند شدن از راه قانوني و مشروع، از نظر اسلام هيچ اشكالي ندارد. ما هيچ وقت نگفتيم كه اگر كسي فعاليت قانوني و مشروع بكند و ثروتي به دست بياورد، از نظر شرع نامطلوب است. هيچ كس اين را نگفته و نمي گويد، افرادي كه دين را مي شناسند و قرآن را مي شناسند نيز چنين نمي گويند.
دو چيز را با هم نبايد مخلوط كرد. يكي، توليد ثروت است. كسي فعاليت كند به شكل صحيحي و ثروت توليد كند. يكي، نحوه ي توليد و نحوه ي استفاده است. بخش اول قضيه، چيز مطلوبي است؛ چون هر ثروتي كه در جامعه توليد مي شود، به معناي ثروتمند شدن مجموع جامعه است. بخش دوم كه بخش حساس است، اين است كه چگونگي توليد مورد توجه قرار بگيرد، از راه هاي غيرقانوني، با استفاده از تقلبات و تخلفات نباشد، مصرف او، مصرف نامطلوبي از نظر شرع نباشد، بتواند مثل خوني در رگ هاي جامعه جريان پيدا كند، صرف در فساد نباشد.



اين آيه ي شريفه را ملاحظه كنيد، سوره ي قصص، آيات مربوط به قارون، قارون يك نمونه ي كامل و يك ثروتمند نامطلوب از نظر اسلام، قرآن، شرع و همه است. از قول قوم قارون، (يا بزرگان و متدينين بني اسراييل، يا حضرت موسي) قرآن نقل مي كند، «قال له قومه»، اين حرف ها از آدم هاي عامي و معمولي نيست، بنابراين حرف هاي معتبري است، علاوه بر اين كه خودِ قرآن اين حرف ها را تقرير مي كند، يعني بيان و اثبات مي كند كه به او مي گويند: «و ابتغ فيما اتاك اللَّه دار الأخرة؛ آن چه كه خدا به تو داد، اين را وسيله ي به دست آوردنِ آخرت قرار بده» در روايات ما هم هست:
توصيه ي اول: «نعم العون الدّنيا علي الأخرة؛ از اين ثروت براي آباد كردن آخرتت استفاده كن»
توصيه ي دوم: «ولا تنس نصيبك من الدّنيا؛ سهم خودت را هم فراموش نكن»
خود تو هم سهمي داري، نصيبي داري، آن را هم ما نمي گوييم كه استفاده نكن، خودت بهره مند نشو از اين ثروت، نه، بهره مند هم بشو، مانعي ندارد.
توصيه ي سوم: «و أحسن كما أحسن اللَّه إليك؛ خدا به تو اين ثروت را داده، تو هم وسيله اي بشو كه بتواني اين ثروت را به دست مردمي كه نيازمندند، برساني»
يعني سهمي از اين را به مردم بده.



توصيه ي چهارم: «ولا تبغ الفساد في الأرض؛ فساد ايجاد نكن»
آفت ثروت كه بايد از آن جلوگيري كرد، ايجاد فساد است. مترف نشو. به او نمي گويند ثروت جمع نكن، يا از اين ثروتي كه داري، براي ازدياد آن استفاده نكن، يا آن را به كار توليد و سازندگي و تجارت نزن، مي گويند سوءاستفاده نكن، از اين ثروتت استفاده ي خوب بكن، كه بهترين استفاده اين است كه آخرتت را با آن آباد كني. نصيب خودت را هم داشته باش، سهم خودت را هم داشته باش، منطق اسلام اين است.
 
شما در كتاب ها خوانده ايد، از اهل منبر هم زياد شنيده ايد كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) اوقاف زيادي دارد. گفت: «لا وقف إلّا في ملك؛ كسي كه مالك نباشد، كه نمي تواند وقف كند.»
اين اوقاف، املاك اميرالمؤمنين(عليه السلام) بود. ايشان اين املاك را به ارث كه نبرده بود، با كار خودش توليد كرده بود. در آن وضعيت كم آبي، اميرالمؤمنين (عليه السلام) چاه مي زد، آب بيرون مي آورد، مزرعه درست مي كرد، آباد مي كرد، بعد وقف مي كرد. بعضي از اوقاف اميرالمؤمنين (عليه السلام)، قرن ها مانده است. پيداست چيزهاي ريشه دار و مهمي بوده است. به هرحال، توليد ثروت چيز خوبي است. اگر چنانچه در اين توليد ثروت، قصد صرف او براي كار خير، براي پيشرفت كشور، براي كمك به محرومان باشد، حسنه هم هست، ثواب هم دارد.



اگر از من سؤال كنند كسي ثروتي توليد كند براي اين كه 20 نفر يا 100 نفر انسان را كه زندگي شان سرشار از محروميت است، به نوا برساند، يا به عنوان مثال فرض بفرماييد كه 50 نفر را كه در فلان شهر زندگي مي كنند و در آرزوي يك بار زيارت قبر مطهر علي بن موسي الرضا (عليه السلام) در حسرت هستند و نتوانستند بروند، اين ها را با ثروتش به زيارت ببرد، اين بهتر است يا با همين پولي كه مي خواهد با آن توليد ثروت كند، 10 سال پشت سر هم عمره برود، بنده به طور قطع و يقين و بدون هيچ ترديد، خواهم گفت؛ اولي مقدم است. حالا هر سال عمره نرود. توليد ثروت في نفسه ممدوح است، اگر با نيت كمك باشد، آن وقت حسنه ي الهي هم هست، اجر الهي و اخروي هم دارد.»



(بيانات رهبري در ديدار با مسؤولين اقتصادي و دست اندركاران اجراي اصل 44 قانون اساسي)
رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اين كه شرايط براي سرمايه گذاري در بخش هاي توليدي و افزايش توليد با بهره دهي بالا فراهم شده است، مي فرمايند: «سرمايه گذاري ثروتمندان در بخش هاي توليدي و توليد ثروت در جامعه يك عبادت و ثواب است كه اين فرهنگ بايد بيش از پيش در جامعه عموميت يابد ضمن آن كه مديريت كشور نيز بايد به گونه اي باشد كه تمامي طبقات و قشرهاي مختلف از نتايج اين سرمايه گذاري ها، بهره مند شوند.»


رهبر انقلاب اسلامي با تأكيد بر اين كه شرايط براي سرمايه گذاري در بخش هاي توليدي و افزايش توليد با بهره دهي بالا فراهم شده است، مي فرمايند: «سرمايه گذاري ثروتمندان در بخش هاي توليدي و توليد ثروت در جامعه يك عبادت و ثواب است كه اين فرهنگ بايد بيش از پيش در جامعه عموميت يابد ضمن آن كه مديريت كشور نيز بايد به گونه اي باشد كه تمامي طبقات و قشرهاي مختلف از نتايج اين سرمايه گذاري ها، بهره مند شوند.»



(بيانات در صحن جامع رضوي، ١ فروردين سال 1388)
با توجه به بيانات رهبر معظم انقلاب، نكات زير قابل استنباط است:
١- در نگاه مقام معظم رهبري، توليد ثروت از راه حلال و در مسير قانوني و مشروع و در خدمت منافع تمام جامعه به خصوص نيازمندان و البته با حفظ سهم توليد كننده در فرآيند توليد ثروت، امري ممدوح و عبادت است.
٢- نكته ي كليدي اين است كه مقام معظم رهبري بر اين نكته تأكيد مي كنند كه ثروت نبايد موجب فساد در جامعه شود. فرآيند توليد ثروت در جامعه بايد به گونه اي شود كه ثروت و فرآيند توليد ثروت نبايد موجب فساد در جامعه شود. اصل مبارزه با فساد بر اصل توليد ثروت، مقدم است.
٣- از ديدگاه مقام معظم رهبري سرمايه ها بايد در جامعه در فرآيند توليد منجر به توليد ثروت شوند. با توجه به اين نگاه ايشان بايد شرايط اقتصادي را به گونه اي طراحي و مديريت نمود كه فضاي توليد در اقتصاد كشور رونق بگيرد و توليد بهترين و اصلي ترين ممر توليد ثروت در جامعه شود. بايد با موانع توليد مقابله نمود و همه ي بخش هاي اقتصاد در خدمت توليد باشند.
٤- فرآيند توليد ثروت در جامعه بايد مديريت شود و اين مديريت در فرآيند توليد، بايد به گونه اي صورت پذيرد كه همه ي طبقات و قشرهاي مختلف به خصوص محرومين از نتايج اين سرمايه گذاري ها بهره مند شوند.
 


آن چه كه بايد در اين زمينه به صورت جدي و كليدي مد نظر قرار گيرد، هدايت سرمايه ها در اقتصاد ايران است كه اين هدايت بايد تنها در بستر و مسير توليد باشد و هيچ.
در اين راستا بايد به يك نكته ي كليدي توجه كرد ساختار رانتي- نفتي اقتصاد در ايران بستري را براي سودهاي بادآورده بخش دلالي و توزيع و علاوه بر اين در نظام توزيع فراهم ساخته است كه بايد به شدت اصلاح شود. نكته كليدي اين كه تا زماني كه سودهاي كلان در بخش هايي از اقتصاد ايران وجود دارد، انگيزه اي براي هدايت سرمايه ها در فرآيند توليد وجود ندارد.
سودهاي باد آورده در اين بخش را مي توان به راحتي از نوع واكنش فعالان اين بخش از اقتصاد ايران نسبت به قانون ماليات بر ارزش افزوده ملاحظه نمود.
واقعيت است كه هيچ كس حاضر نيست از سود هاي 50 تا 300 درصدي بازار دل بكند و وارد توليد در فضاي سود رقابتي با 15 درصد شود؛ اين سود رقابتي در بازارهاي جهاني عددي حول و حوش  هفت تا ده درصد است.



بخش ديگر اقتصاد ايران كه تاكنون تجربه ي سوداگري در ادوار مختلف را داشته است اما با تلاش هاي دولت اين سوداگري مهار شده است، بخش مسكن است.
دولت با سياست هايي چون ماليات بر معاملات مكرر، طرح مسكن مهر و حذف زمين از قيمت مسكن فضاي سوداگري در اين بخش از اقتصاد ايران را از بين برده است. در اين فضا ديگر بستري براي سوداگري وجود نخواهد داشت و سرمايه راهي جز توليد ندارد. زماني كه شرايط اين گونه شد، ساختارها خود را با توليد هماهنگ خواهند كرد. قدم بعدي، شناسايي نيازهاي اساسي مردم و هدايت منابع به آن سمت است. اين موضوع هم نياز به بحث ديگري دارد كه در اين نوشتار فرصت پرداختن به آن وجود دارد.

منبع: حوزه نت

براي ديدن قسمت اول اين مبحث كليك كنيد

 

براي ديدن قسمت دوم اين مبحث كليك كنيد


>   تبذير - اگر چه تبذير در لغت به معناي تفريق كه منشاء آن از بذر (يعني پاشيدن تخم) مي باشد، تعريف شده است، اما استعاره‌اي است از كسي كه مال خود را ضايع كند، تبذير و تضييع مال خود يك نوع تجاوز از حد ميانه‌روي و اعتدال است و از همين رو اسراف و تبذير را مي‌توان مترادف يكديگر دانست.

>   اقتار- افراط و تفريط در هر موضوعي مي‌تواند زيانبار و خسارت ساز باشد به همين دليل علي رغم اشارات فراوان اسلامي مبني بر ضرورت رعايت صرفه‌جويي و اجتناب از اسراف، در عين حال همواره بر لزوم توجه به اعتدال و ميانه‌روي در امور نيز اشاره شده است. همانگونه كه امام صادق (ع) در حديثي « اقتار» را نقطه مقابل اسراف دانسته و مي‌فرماينــد: « اقتار اين است كه غذايت نان و نمك باشد در صورتيكه قدرت داري غذاي مناسبتري بخوري »  مجموعه الاخبار – باب ۱۷۱- حديث ۱

>   الگوي مصرف- با استناد به تعاريف مذكور و تاكيد مقام معظم رهبري (دامه) بر اساسي بودن و دراز مدت بودن كار، به نظر مي رسد مفهوم آنچه ايشان بعنوان اصلاح الگوي مصرف بيان فرمودند، در رديفي بمراتب بالاتر از صرفه جويي قرار داشته و شامل الزامات و مفاهيم ديگري مانند: آسيب شناسي، تعريف مفاهيم ذيربط در اين زمينه، تعيين استاندارهاي مصرف، طراحي سيستمها و روشهاي لازم براي نيل به استانداردها مورد نظر و رفع عوامل موجد اسراف و ضايع شدن منابع و حتي مواردي مانند: تغيير عادتهاي مصرف، ايجاد تعادل بين توليد و مصرف، اطلاع رساني و آموزش  نيز مي گردد و لذا نبايد با سطحي نگري نسبت به موضوع، اين واژه را صرفا در اقدامات مقطعي براي كاهش مصرف خلاصه نمود.

     همانگونه كه اشاره شد هريك از اين تعاريف در بر دارنده مفاهيم خاص خود مي‌باشد، اما نكته مشترك همه آنها اينستكه همگي بر رعايت تعادل و به عبارت ديگر جلوگيري از افراط و تفريط در امور دلالت دارند، بنابراين براي ورود به اين بحث قبل از هر چيز بايد با انديشه درست بگونه‌اي سياستگذاري و برنامه‌ريزي نماييم كه در عمل با وضع قوانين و مقررات خشك و بدون مطالعه و با غفلت از واقعيت‌ها،‌ موانع رشد و شكوفايي را تشديد ننماييم و بجاي كاهش هزينه، آنها را در قالب و به شكلي ديگر افزايش ندهيم .

مصاديق اقدامات قابل اجراء در بخشهاي مختلف:      

الف – مصاديق اقدامات قابل اجرا در عرصه مديريت:

۱-    تهيه و طراحي استراتژيهاي مدون همراه با طرح اقدام براي عملياتي نمودن راهبردهاي تدوين شده

۲-    ايجاد تناسب ميان عرضه و تقاضا يا توليد و مصرف (مانند توليد پياز و سيب زميني نشود)

۳-    افزايش تلاشها براي اولويت به خودكفايي، خود اتكايي و رفع وابستگي در كالاهاي اساسي و اجتناب از پراكندگي غير منطقي براي ورود به عرصه هاي مختلف

۴-    تبديل تمام شعارهاي ملي چند سال گذشته مقام معظم رهبري (دامه) به هدف مشترك و درك ملي با توجه به اينكه هر شعار يك گام مشخص از رشد اقتصادي محسوب مي شود

۵-    تمركز در سياستگذاريها و تعيين نقش و وظيفه هردستگاه و تقسيم كار منطقي در اجرا

۶-    تعيين نقش و وظيفه تمام دستگاههاي ذيربط و پرهيز از شعار زدگي براي حمايت از توليد، كار و سرمايه ايراني

۷-    اولويت به ورود در عرصه هاي داراي مزيت برتري ساز (باعث وابستگي متقابل ساير كشورها به محصولات ايراني شود)

۸-    حمايت جدي از بيكاران و توجه و تاكيد بر ايجاد اشتغال پايدار

۹-    توام نمودن تجربه و سليقه با علم و كار كارشناسي

۱۰-   الگوسازي، الگو آفريني و الگوپروري در عرصه كار و توليد

۱۱-   توجه به تمام جوانب و پيامدهاي كوتاه مدت و بلند مدت و نيز منافع و مصالح همه ذينفعان در تهيه و اجراي طرحها و برنامه ها

۱۲-   بهره گيري از تجارب ساير كشورها بويژه كشورهاي اسلامي در تهيه الگوهاي اسلامي ايراني

۱۳-   اجتناب از افراط و تفريط در سياستگذاريها و تصميم گيري ها

۱۴-   توجه ويژه به موضوع آمايش سرزميني و توزيع عادلانه منابع و امكانات در سطح كشور و تهيه طرح آمايش توليد متناسب با موقعيت و شرايط اقليمي و جغرافيايي نقاط مختلف كشور

۱۵-   سرمايه گذاري بر روي اقدامات ارزش آفرين مانند: بيمه، آموزش، تبليغات، استاندارد سازي، تحقيق و پژوهش، خدمات پس از فروش، بسته بندي و ساير موارد مشابه در بخش توليد

۱۶-   ايجاد كميته، دفتر و يا ساير عناوين مناسب براي ايجاد تمركز در سياستگذاري، برنامه ريزي و هدايت و حمايت از توليد، كار و سرمايه ايراني در استانها

۱۷-   ايجاد نظام پيشنهادات و ارائه راهكارهاي عملي و كاربردي بجاي تئوري پردازي و شعار دادن

۱۸-   تقويت و توسعه فوري و جدي سيستم نظارتي و كنترلي در بخشها و ابعاد مختلف بخش توليد و سرمايه گذاري و برخورد قاطع با متخلفين و مجرمين اقتصادي

۱۹-   نظارت جدي بر كار پيمانكاران بخش عمراني و شهر سازي كه با معمولا با اسراف فراوان توام است.

ب – مصاديق اقدامات قابل اجرا در زمينه سيستمها، روشها و فرآيندها:۵۲۹

  • ادامه مطلب

استراتژي برد- برد و توليد ايراني

اهميت نقش كارگر در روند توسعه‌ي كشورها به گونه‏اي است كه يك روز را در تقويم جهاني به خود اختصاص داده است. كارگر ايراني اما در جبهه‌ي جهاد اقتصادي، همواره به عنوان پيش گام ايفاي نقش نموده تا چرخ توسعه‌ي ايران از حركت باز نماند.

1- كارگر ايراني به عنوان سرمايه‌ي انساني در فرآيند توليد كالا و خدمات، علاوه بر ايجاد ارزش افزوده‌ي اقتصادي، تلاش مي‏كند تا فرهنگ غني ايراني- اسلامي كار شايسته را در فرآيند توليد نهادينه كرده و از اين راه با استفاده‌ي بهينه از ساير عوامل توليد، بهره‏وري اقتصادي و در نهايت توليد كالاي يك جامعه را ارتقا بخشد. در حوزه‌ي جهاد اقتصادي، كه استيلاي اجانب از راه اعمال انواع تحريم‏ها، محدوديت‏ها و موانع موضوعيت يافته و به طور دايم بيش‌تر مي‏شود، اين كارگر ايراني است كه با همكاري نهادهاي تحقيق و توسعه، تلاش خواهد نمود تا كشور را از وابستگي به محصولات بيگانگان بي‏نياز سازد. حجم عظيمي از نوآوري‏هاي تكنولوژيك كه در سال‏هاي اخير به وقوع پيوسته شاهد اين مدعا است.

2- ارتباط ارگانيك و سه جانبه‌ي كارگر- كارفرما- دولت در حوزه‌ي روابط كار بايد به گونه‏اي باشد كه همواره بين سه رأس اين مثلث يك هم افزايي سيستمي وجود داشته باشد به نحوي كه اين سه جز يك‌ديگر را تقويت نموده تا از حاصل آن بتوان توليد و خدمت كيفي‏تري را انتظار داشت. در اين ميان اما، اصلاح و بهبود فضاي كسب و كار در كنار اصلاح و بهبود قانون كار از جمله ضرورت‏هايي است كه بيش‌تر از گذشته و به ويژه در فضاي جهاد اقتصادي توجه به آن احساس مي‏شود. بدون ترديد نهاد كارفرمايي بدون داشتن يك نهاد كارگري توسعه يافته، نخواهد توانست توليد و خدمت رقابتي را در مواجهه با دنياي داخل و خارج عرضه نمايد. عكس اين مسأله نيز صادق بوده لذا داشتن نهادهاي كارفرمايي و كارگري توانمند لازم و ملزوم يك‌ديگر بوده و در كنار اين دو مؤلفه، اين دولت توسعه‏گرا خواهد بود كه با تنظيم و برقراري روابط دو جانبه، تسهيل در فرآيند توليد را موجب خواهد شد.


3- طبق احكام و مواد قانون برنامه‌ي توسعه، مقرر شده كه ايران رشد 8 درصدي اقتصادي را تجربه كرده تا از رسيدن به آرمان‏هاي سند چشم‏انداز عقب نماند. در اين ميان بخش قابل توجهي از اين رشد 8 درصدي، به رشد حاصل از بهره‏وري عوامل توليد اختصاص يافته است. يك قسمت از بهره‏وري عوامل توليد، بهره‏وري نيروي كار مي‏باشد كه كارگر ايراني در پيشاهنگ آن قرار دارد. آموزش‏هاي قبل از انجام كار از يك‌سو و آموزش‏هاي حين انجام كار، مي‏تواند اين مهم را امكان‏پذير نموده و مهارت و تخصص كارگران را افزايش دهد. تجربه‌ي كشورهاي با رشد اقتصادي بالا هم‌چون چين، مؤيد اين نكته است كه در كنار استفاده از فن‏آوري‏هاي بالا، بهره‏وري كارگران چيني بسيار بالا بوده به نحوي كه توانسته‏اند با توليد محصولات متنوع، اقتصاد جهاني را به چالش دعوت كنند.

4- استراتژي كارگر ايراني- توليد ايراني از منظر تئوري بازي‏ها يك استراتژي برد- برد مي‏باشد، به نحوي كه با عملياتي نمودن اين راهبرد، هم كارگر و هم توليد ايراني در جايگاه بهتر و والاتري قرار خواهند گرفت. در فضاي جهادي جهت حفظ و صيانت از توليد داخلي، اين كارگر ايراني است كه با تمام كمبودهاي تكنولوژيك توانسته است توليد داخلي را حفظ و سپس ارتقا بخشد. استفاده‌ي منطقي از استراتژي جايگزيني واردات يعني جايگزين كردن توليد داخلي به جاي محصولات وارداتي، ضمن آن‌كه منجر به جلوگيري از خروج ارز از كشور شده، مي‏تواند به بهبود فضاي اشتغال و كاهش بي‌كاري بيانجامد. با اتخاذ تدابير صحيح رقابتي مي‏توان، به تدريج محصولات داخلي را با تلاش كارگر ايراني در فضاي جهاني معرفي نمود كه در اين صورت نام كارگر ايراني به عنوان يك برند و نشانه‌ي معتبر از جايگاه ويژه‏اي در دنيا برخوردار خواهد شد. در آن صورت مي‏توان از انتقال و صدور فرهنگ ايراني – اسلامي نيز صحبت به ميان آورد.

تبيان زنجان

X