منوی اصلی
صفحه نخست alh luvtd ;kdn تبیان
درباره وبلاگ
با سلام خدمت شما فقط مطالبی که در قسمت 1- "مطالب،نواها ونماهای تولیدی وبلاگ" 2- :"مطالب و مقالات تولیدی نویسنده" 3- و قسمت : " نرم افزارهای تولیدی نویسنده وبلاگ" میباشد مربوط به نویسنده(بنده) وبلاگ است تمام این مطالب به تلاش خود نویسنده به دست آمده و از هیچ وبلاگی کپی گرفته نشده حتی سعی کرده ام که کالاهایی که دوستان دیگر معرفی کرده اند،معرفی نکنم تا کالاهای جدید را معرفی کنم اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم تشکر
صفحه ها
دسته
لينك دوستان
1- توليد ملي ، سرمايه ايراني
2- سازمان زنان انقلاب(منطقه 6)
3- حمايت ازتوليدملي
4- حمايت از توليد ملي(فرمان رهبرم)
5- ذائقه ايراني ، كالاي ايراني
6- توليد ملي
7- ما ميتوانيم
8- ما ميتوانيم (made in iran)
9- حمايت از توليد ملي
10- ساخت ايران
11- توليدات با كيفيت
10- ايران وطن من
11- توليد ملي حمايت از كار وسرمايه ايراني
12- توليد ايراني افتخار جهاني
13- تك راه(بانك محصولات ايراني)
14-ساخت ايران
15-توريسم ايران
16-ايراني باكيفيت
17-توليد ملت
18-توليد ملي ايران
20-حمايت از توليدات با كيفيت
21-حمايت اقتصادي+توليد ملي
22-حمايت از توليد ملي،كار و سرمايه ايراني
23-توليد ايراني بخريم
24-توليد ملي
25-ايران وطن من
26-ايران سازان
27-راههاي حمايت از توليد ملي
28-توليدات ملي
29-به رنگ ملي
30-ساخت ايران
31-حمايت از اقتصاد ،كار وتوليد ملي
32-كالاي ايراني بخريم
33-توليد با كيفيت ملي
34-روايت 91
35-آسيب شناسي توليدات ملي
36-توليد ملي اقتدار ملي
37-توليد ملي حمايت از كار و سرمايه ايراني
38-توليد ايراني-افتخار جهاني
39-سرآمد
40-باور ملي،حمايت از كار و سرمايه ايراني
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 378172
تعداد نوشته ها : 604
تعداد نظرات : 58
این سایت را حمایت می کنم
Online User
Rss
لوگوی ما



لوگو دوستان

محمد عصارزادگان،متولد1328 در اصفهان

برنامه ششم پايش 4 تير 91 : محمد عصار زادگان


كارآفرين مهمان اين برنامه پايش، 63سال پيش در خانواده اي مذهبي و اهل توليد در اصفهان به دنيا آمد. پدران محمد، نسل اندر نسل در كار روغن گيري و اداره عصارخانه هاي اصفهان بودند. محمد از 14 سالگي وارد دنياي كسب و كار شد و برخلاف شغل خانوادگي، به صنايع غذايي روي آورد.


او از همان ابتدا، كيفيت، صداقت، تعهد به مشتري، مردمداري و خوش قولي را در دستور خود كار قرارداد و در صنايع غذايي آنقدر تلاش و سختكوشي كرد تا براي محصولاتش، از كشورهاي مختلف، جوايز و نشان هاي كيفيت گرفت و كارآفرين نمونه معرفي شد.


هم اكنون، نان آوران حدود 150 خانواده در واحدهاي توليدي محمد عصارزادگان مشغول بكار هستند.
مهمان امشب برنامه پايش، در فعاليتهاي خيريه و بخصوص ستاد ديه نيز فعال است و در سن 63 سالگي همچنان پرانرژي و پراميد درپي كسب افتخارت بيشتر براي محصولات باكيفيت ايراني است.

فيلم محمد عصار زادگان

منبع: پايش

www.loogix.com. Animated gif

جمعه ششم 11 1391 8:22

به گزارش گروه اينترنتي رهروان ولايت به نقل از توليد ايراني، هنوز هم هنگامي كه از اتوبان قديم تهران - كرج عبور مي‌كنيم، ديوارهاي ساختمان يكي از ماندگارترين كارخانه‌هاي صنعتي ايران با آجرهاي سرخ رنگش به چشم مي‌خورد كارخانه سماورسازي عالي نسب در مجاورت مركز تعويض پلاك هنوز هم بعد از گذشت چند سال از فوت مرحوم عالي نسب تلاش‌ها و كوشش‌هاي او را براي صنعت كشور و توسعه بيش از پيش آن در ذهن تداعي مي‌كند.

 روزگاري همين كارخانه ميزبان صدها كارگر بود و صداي سوت كارخانه تا كيلومترها دورتر مي‌رفت ولي حالا از سماورسازي تنها ساختماني برجاي مانده است. همچنان كه منزل ميرمصطفي در ميدان وليعصر تهران هم به موئسسه‌اي تحقيقاتي رسيده است.

مردي كه به دنبال استقلال اقتصادي ايران بود

ميرمصطفي سياست و اقتصاد را با هم گره زده بود. او همزمان در جبهه‌هاي سياسي حضور جدي داشت و در مجادلات اقتصادي هم شركت مي كرد. حجره بزرگ او در تيمچه حاجب‌الدوله يكي از پر رفت و آمدترين حجره‌ها بود و كسب و كار او در كسوت يكي از بزرگ‌ترين واردكنندگان ظروف چيني و بلور رونقي بي‌سابقه يافت.

در تنها مجموعه اي كه به مرور زندگي او پرداخته شده در مورد حضور همزمان ميرمصطفي در فضايي سياسي و اقتصادي چنين نوشته شده است:«با آغاز به كار دولت ملي مير مصطفي عالي‌نسب فعاليت‌هاي عادي خود را متوقف ساخت و در كسوت يكي از اعضاي مؤثر شوراي 25 نفره مشاوران اقتصادي دولت دكتر مصدق شروع به فعاليت نمود.

اين شورا در جهت پيشبرد اهداف نهضت ملي بي‌دريغ و داوطلبانه به د كتر مصدق كمك مي‌كرد در نتيجه هنگامي كه برخوردهاي خصمانه و تحريم‌هاي گسترده اقتصاد ايران پس از ملي كردن صنعت نفت آغاز شد ميرمصطفي را به فكر راه اندازي مجموعه اي صنعتي انداخت.

 ميرمصطفي خود نقل مي‌كند:«وقتي ما به مهم‌ترين بنگاه‌‌هاي توليدي آن روز كشور مراجعه كرديم،‌مشاهده ما نشان مي‌داد كه پيشرفته‌ترين دستگاه‌هاي پرس موجود در كشور دستگاه‌‌هايي بود كه قادر به توليد محصولاتي در حد قوطي واكس شفق بود و اين به معناي آن بود كه نه سطح دانش فني موجود در ايران و نه سطح ماشين‌آلات موجود در كشورمان امكان توليد داخلي سماور و اجاق نفتي را فراهم نمي‌كرد ضمن آن كه ريسك سرمايه‌گذاري در اين زمينه هم به اندازه‌اي بالا بود كه نمي‌شد از كسي توقع ورود به چنين صحنه‌اي را داشت.» مدتي بعد او اولين كارخانه صنعتي خود را براي توليد سماور راه اندازي مي كند.عنوان كارخانه را «صنايع نفت سوز و گازسوزعالي‌نسب » گذاشت.

تلاش براي رفاه هر چه بيشتر ايرانيان

عالي نسب در مورد تاسيس اين كارخانه گفته بود:«من در جريان مطالعاتم در زمينه چشم‌انداز تحولات اقتصاد ايران و اقتصاد جهان به اين نتيجه رسيدم كه گرچه در سال‌هاي مياني قرن بيستم نفت در مركز تحولات اقتصادي قرار دارد اما در سال‌هاي پاياني قرن بيستم اين گاز است كه نسبت به نفت ترجيح داده خواهد شد از اين رو به نظرم رسيد كه در ثبت شركت توليدي عالي‌نسب از هر دو عنوان استفاده كنم تا جهت آتي فعاليت‌هاي خود را نيز مشخص كرده باشم.» كارخانه سماورسازي هم با چنين انگيزهاي تاسيس شد.

عالي نسب فعاليت‌هاي همزمان سياسي و اقتصادي خود را گسترش مي‌داد. او به شدت اعتقاد به ايجاد اشتغال داشت و ديگر هيچگاه به بازار سنتي توزيع كالا ورود نكرد. مدتي بعد عالي نسب تصميم به راه اندازي كسب وكار جديدي نيز گرفت. او قصد كرد تا بزرگترين مجموعه كارتن سازي ايران را احداث كند. صنايع تازه تاسيس بسته بندي به كارتن نياز داشتند و ميرمصطفي قصد داشت، نيازهاي آنان را تامين كند.

با چنين انگيزهاي كارتن سازي ميهن هم تاسيس شد. كارخانه ميرمصطفي هنگامي تاسيس شد كه محسن آزمايش هم سرمايه هاي خود را براي راه اندازي كارخانه توليد لوازم خانگي تجميع كرده بود. او با دشواري و با همراهي ديگران كارخانه را تاسيس كرد. همزمان دو صنعتگر نامي ايران دو كارخانه در دو سويي تهران راه اندازي كرده بودند. محسن پايه هاي كارخانه اش را در شرق و ميرمصطفي كارخانه اش را در غرب تهران راه اندازي كردند. همزمان ايرواني هم سوله هاي كفش ملي را تنها سه كيلومتر دورتر از كارخانه عالي نسب به كار خانه كفش ملي بدل كرد.

انقلاب اسلامي و همراهي بيشتر با سياست

مير مصطفي عالي نسب بعد از پيروزي انقلاب اسلامي بيش از پيش وارد سياست شد و سكان‌دار سياست‌هاي اقتصادي جمهوري اسلامي در سال هاي ابتدايي انقلاب شد.

 عضويت شوراي طرح‌هاي انقلاب (در شوراي انقلاب)، شوراي اقتصاد، شوراي پول و اعتبار، تأسيس و رياست شوراي صادرات غير نفتي، عضويت در هيأت مؤسس سازمان صنايع ملي، مشاور اقتصادي نخست‌وزير و رئيس‌جمهور، و راه‌اندازي مجدد مجتمع مس سرچشمه و مجتمع فولاد اهواز و مديرعاملي كارخانه ايران ناسيونال (ايران خودرو) در سال‌هاي ۵۸-۵۹ از فعاليت‌هاي او در اين دوران بود.

اگرچه ديگر از سماورهاي توليدي عالي نسب و چراغ ها و اجاق گازهاي اين كارخانه در بازار خبري نيست ولي هنوز هم در خانه بسياري از ايرانيان چراغ‌هاي غذا پزي و سمارهاي عالي نسب به عنوان يادگاري از دروان قديم وجود دارد. سماورهايي كه ايرانيان در سال ها پيش چاي ايراني خوش عطر خود را بر روي آن دم مي گذاشتند و خيالشان راحت بود كه كارگران ايراني در كارخانه‌هاي مختلف مشغول توليد و فعاليت هستند.

اين روزها سالگرد فوت مير مصطفي عالي نسب است كسي كه به طور حتم نامش در رديف مردان بزرگ صنعت ايران قرار دارد و صنعت كشور به او و تلاش‌هايش همچون بزرگ مردان ديگري بسيار مديون است .

سه شنبه سی یکم 5 1391 15:57

به گزارش گروه اينترنتي رهروان ولايت به نقل از پايگاه اطلاع رساني توليد ايراني، جعفر پيله وران بنيانگذار و موسس امروزي شركت ماشين سازي و پرس‌سازي پيله وران در مشهد و بنيانگذار صنعت قالبسازي در استان خراسان،در سال 1330 در اردبيل متولد شد.

در سن 4 سالگي به تهران رفت  و پس از سپري دوران  تحصيلي متوسطه و با توجه به فوت پدرش ترجيح داد كه درس و مدرسه را رها كند و به قولي "كاري براي خودش دست و پا كند".

تا سن 10 سالگي در كارگاه‌هاي تراشكاري شاگردي كرد و سپس با علاقه،پشتكار و جديتي كه در كار از خود نشان داد اجازه يافت كه پشت دستگاه تراش بايستد.

تا سن 20 سالگي در بزرگترين تراشكاري ايران متعلق به خداش ارمني واقع در دروازه قزوين مشغول به تراشكاري و تعميرات بود.

پس از سپري دوران نظام وظيفه در سال 1354 مشغول قالبسازي و تعميرات شد و دستگاه گشت و ماشين آلات مورد نياز خود را از مرحوم حاج رضا حداد خريداري كرد و در سال 1355 از سوي خيامي در شركت ايران ناسيونال (قطعات اتومبيل ايران و رينگ سازي كنوني) در مشهد دعوت به كار شد.

در سال 1358 با حمايت استاندار وقت "طاهر احمدزاده" شركت J.ART.CO  واقع در كيلومتر 12 جاده سنتو را تاسيس و مشغول قالبسازي و پرس سازي تا تناژ 320 تن را آغاز نمود.

در سال 1359 اين شركت به نام قالبسازي و ماشين سازي پيله وران تغيير نام داد.در سال 1370 با توجه به حجم بالاي سفارشات، كارخانه‌اي با زير بناي 15 هزار  متر مربع واقع در كيلومتر 18 بزرگراه آسيايي احداث كرد و تا سال 1378 توليد انواع پرس‌هاي هيدروليك و هيدروفرمينگ تا تناژ 5 هزار تن را ادامه داد.

در سال 1378 شركت ماشين سازي و پرس سازي پيله وران به مجموعه ديگري فروخته شد و عملا پايان پرس سازي پيله‌وران رقم خورد.

سال 1379 شركت پيله وران كيش با 3 زير مجموعه به نام‌هاي، شركت ساعت سازي پيله وران، شركت خودروي برقي پيله‌وران JRPو شركت نوربين‌هاي بادي پيله‌وران در منطقه آزاد تجاري كيش به ثبت رسيد و در شهرك صنعتي توس مشهد فعاليت خود را آغاز كرد.

سال 1380 در مجموعه ساعت سازي پيله وران، براي نخستين‌بار ساعت مچي رايا 110 طراحي و به توليد انبوه رسيد و گيربكس ساعت‌هاي عظيم شهري تا قطر 10 متر طراحي و ساخته شد كه تا به امروز نيز ادامه دارد.

در سال 1381 در مجموعه خودروي برقي پيله وران، با توجه به سياست‌هاي دولت در بهينه سازي مصرف سوخت و كاهش آلودگي هواي شهرها و با اتكا بر تجارب فني گذشته و با بهره گيري از تكنولوژي روز اروپا طراحي و نمونه سازي انواع خودرو و وسايل نقليه برقي در قالب خدمات فني و مهندسي آغاز شد كه حاصل آن طراحي و نمونه سازي 5 نوع وسيله نقليه برقي براي نخستين بار در كشور و به ثبت رساندن آنها  بود.

اين شركت در ادامه فعاليت‌هاي خود در سال 1378 در قالب انرژي‌هاي پاك و منابع انرژي تجديد پذير طراحي و نمونه سازي توربين‌هاي بادي DCعمود محور و افقي تا توان 10 كيلووات انجام گرفت.

جعفر پيله وران با كوله باري از افتخارات در بهمن 1387 به علت بيماري از دنيا رفت و ايران زمين يكي ديگر از بزرگان صنعت خود را از دست داد.

جعفر پيله وران در اوايل انقلاب اسلامي كه اكثر كارخانجات به دليل تحريم اقتصادي دوره ركود را سپري مي‌كردند با تعصب خاصي كارها را راه اندازي مي‌كرد.او با كارخانجات بزرگي مانند نان رضوي،ايران ناسيونال، شير پاستوريزه و..... كاركرد و قطعاتشان را تعمير و خطوط توليد را راه اندازي كرد.

جعفر پيله وران هميشه زنده است چون پرس‌هايي را كه تاكنون ساخته در سراسر ايران بدون نقص در حال كار هستند

دوشنبه سیم 5 1391 20:7

به گزارش گروه اينترنتي رهروان ولايت به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني توليد ايراني، فاطمه طريقت‌منفرد؛ مؤسس رستوران "هاني" در تهران از 27 سال پيش كار خود را آغاز كرد؛ اگرچه در آغاز كار با مخالفت جدي پدر خود روبه‌رو بود، اما پشتكار اين زن با اراده باعث شد اين رستوران در رده رستوران‌هاي معروف تهران قرار گيرد.

براي خانم طريقت همه چيز از يك آتش سوزي شروع شد، دقيقا 32 سال پيش، كارخانه چمدان سازي حاج اكبر كبريتچي سوخت و اعتبار خاندان بر باد رفت، همين شد كه خانم خانه به فكر شغل آبا و اجدادي افتاد و تصميم گرفت به كمك همسرش بيايد.

وي با وجود تمام مخالفت‌ها آستين‌ها را بالا زد و سراغ سيخ كباب و ديگ برنج رفت. فاطمه طريقت منفرد، دختر طريقت بزرگ موفق شد رستوراني را راه بيندازد. رستوراني كه دقيقا يك روز قبل از تولد آخرين فرزندش افتتاح شد و نام‌ »هاني»  پسر سوم خانواده را بر خود گرفت نامي كه حالا براي خود برند بزرگي به شمار مي‌رود.

رستوران‌داري شغل آبا و اجدادي خانواده پدري خانم فاطمه طريقت منفرد است؛ تقريبا تمام مردان خانواده او به اين حرفه اشتغال داشته‌اند؛ پدرش نيز رستوران طريقت را در سال 1317 راه اندازي كرد، اما افتتاح هاني به دست خانم طريقت در اسفند 1359 يك گام بزرگ بود.

خانواده طريقت، خانواده بزرگ و مذهبي بود كه كار كردن زنان در آن عيب بزرگي به شمار مي‌ رفت و دختران حق نداشتند بيشتر از مقطع ابتدايي تحصيل كنند. آنها بايد آماده مي شدند تا همسري خوب و مادري مهربان باشند.

فاطمه نيز همين‌گونه و براساس سنت قديمي خانواده بزرگ شد و برخلاف ميل باطني به اجبار پدر ازدواج كرد كه اين وصلت با وجود 5 فرزند (4پسر و يك دختر) در بيستمين سال به جدايي كشيد و فاطمه به تنهايي بار رستوران داري را به دوش كشيد.

احترام به قانون، داشتن نظم و انضباط در كار و عشق به ايران از خصوصيت‌هاي مهم اين زن برجسته مي باشد، رمز موفقيت وي در حيطه كاري، نكته سنجي و ريزه‌كاري‌هايي است كه شخصا" و با نظارت كامل وي انجام مي پذيرد.

هم‌اكنون روزانه حدود ۶۰ منوي غذا سرد و گرم در رستوران‌ هاني سرو مي‌شود كه رضايت مشتري‌هاي ايراني و خارجي را به خود جلب كرده است.

راز موفقيت مدير رستوران هاني از زبان خودش  

خيلي‌ها مي‌پرسند كه راز اين موفقيت چيست؟ بايد بگويم رمز اصلي‌اش اين است كه من هيچ وقت از زير كار در نرفته‌ام، حتي شايد خيلي وقت‌ها پيش آمده كه كارم را به خانواده ترجيح داده‌ام كه درست هم نبوده؛ اما خب كاري كه من انجام مي‌دهم مسئوليت سنگيني دارد و حتي فكر مي‌كنم كمتر از كار يك پزشك نيست، چون يك اشتباه ممكن است حوادثي را به وجود بياورد كه جبرانش خيلي سخت باشد... با اين وجود تمام اين سختي‌ها و خستگي‌ها وقتي كه مردم مي‌آيند و به خاطر كيفيت كار تشكر مي‌كنند خستگي از تنم بيرون مي‌رود. خانم طريقت به شدت عاشق كارش است مي‌گويد مي‌توانست بي‌خيال همه چيز شود ولي وجدان كاري و تعهد مانع است.

شغل مردانه با كارگران مرد

مي‌دانم كه اين تصور براي خيلي‌ها وجود دارد كه رستوران‌داري يك شغل مردانه است. به عنوان يكي از معدود زنان رستوران‌دار ايراني، هر چند منش و شخصيت رفتاري افراد را مهمترين عامل در انتخاب‌شان براي كار مي‌دانم اما معتقدم كار كردن با آقايان راحت‌تر است. به خاطر همين بيشتر كارمندان رستورانم را مردها تشكيل مي‌دهند. در آشپزخانه‌هاني هر چند خودم سرآشپز و رئيس هستم اما تمام آشپزهاي مشغول به كار كه تحت تعليم خودم بوده‌اند، مرد هستند.

كارگران در عين راضي بودن از مديريت خانم طريقت؛ ايشان را به عنوان تنها و يگانه قدرت مسلط بر كار پذيرا هستند.

هيچ وقت اين‌طور فكر نكردم كه رئيس رستوران هستم پس بايد فقط بروم و بيايم و يك نظارت از راه دور داشته باشم. من روي كارم و غذايي كه به دست مردم مي‌رسد نظارت كامل دارم چون كارم را فوق‌العاده دوست دارم، خودم از 15سالگي كار كرده‌ام و از 27سالگي رسما وارد رستوران شدم.

كارآفرينان نبايد فقط از دولت انتظار حمايت داشته باشند

من به عنوان يك كار آفرين به حمايت دولت نياز دارم، البته براي گسترش كارآفريني فقط و فقط نبايد از دولت انتظار داشته باشيم.

اگر از مشكلات خود و همكارانم بخواهم بگويم اين است كه ما سه برابر حد نياز كارگر داريم، چرا كه به علت تورم زياد و گراني خانه و اجاره بها اكثر كارگران خانواده‌شان در شهرستان به سر مي‌برند و آنها بايد مرتب به خانواده‌شان سركشي كنند.

ما هم در غيبت آنها از نيروهاي ديگر استفاده مي‌كنيم و اين باعث شده كارگر هر مجموعه به سه برابر افزايش و هزينه سرباري را براي واحد ايجاد كند. بيمه، حقوق و‌ موارد ديگر.

جوابگويي وزارت دارايي بدون توجه به موارد بالا واحدها را مميزي مي‌كنند كه تو اگر فروش نداري چرا آنقدر كارگر داري مميز هم حق دارد، ولي به نظر بنده بايد اطلاعات در اين مورد كسب شود تا مميز هم بتواند عادلانه تصميم بگيرد.

از مسئولان درخواست مي كنم كه تمهيدات و تسهيلات را براي ايجاد كار در مملكت فراهم كنند تا قشرهاي زحمتكش و كارآفرين از دور بيرون نروند تا جامعه دچار كمبود نگردند.

پدر لوازم خانگي ايران؛
حاجي برخوردار، مردي كه به خانه‌هاي ايرانيان رفاه آورد
محمدتقي برخوردار علاقه عجيبي به وارد كردن لوازم مدرن زندگي آن روزها مثل پنكه، راديو،‌ يخچال و ماشين حساب داشت. 15 سال طول كشيد كه او به فكر ساختن همين وسايل در ايران بيفتد. اين كار در آن زمان جسارت بسياري مي‌خواست.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني توليد ايراني، حاج محمدتقي برخوردار نسل سوم از خانواده برخوردارها بود كه از زمان ناصر‌الدين شاه در يزد به تجارت مشغول بودند. نام «برخوردار» به اين دليل به آنها نسبت داده شده بود كه واقعاً صاحب مال و مكنت بسيار بودند. پدر حاج محمدتقي برخوردار‌ در يزد تجارتخانه داشت و از هند چاي و رنگ و پارچه وارد مي‌كرد و به شهرهاي مختلف ايران مي‌فرستاد.

حاج محمدتقي برخوردار از كودكي در تجارتخانه پدر كار مي‌كرد تا اينكه 18‌ساله شد و ديپلم گرفت و به بهانه تحصيل به تهران آمد. اما به تحصيل در دانشگاه رغبتي نداشت، كار دولتي را نيز نمي‌پسنديد و بيشتر دلباخته تجارت بود. در تهران حجره‌اي در سراي اميد روبه‌روي مسجد شاه خريد و تجارت را پيشه كرد. كارت بازرگاني نداشت و تا سال‌ها به نمايندگي از پدر و سه برادر ديگرش در شركت خانوادگي پدر كار مي‌كرد. پس از فوت پدر در 1340 بود كه برادران برخوردار مستقل شدند و محمدتقي به همراهي برادرش هاشم كار را پي گرفت. پدر مذهبي نگران منحرف شدن اخلاق پسر بر اثر آزادي‌هاي زندگي در تهران بود اما شواهد نشان مي‌دهد كه اين اتفاق نيفتاد و همه اطرافيان مي‌گويند محمدتقي راستي و سلامت نفس و نماز را تا آخر حفظ كرد.

محمدتقي تا 25‌سالگي به صادرات و واردات در شركت پدر مشغول بود و پس از استقلال به واردات وسايل مدرن خانگي پرداخت. برخلاف پدر كه خريد و فروش محصولات كشاورزي را پيشه كرده بود، محمدتقي علاقه عجيبي به وارد كردن لوازم مدرن زندگي آن روزها مثل پنكه، راديو،‌ يخچال و ماشين حساب داشت. 15 سال طول كشيد كه او به فكر ساختن همين وسايل در ايران بيفتد. اين كار در آن زمان جسارت بسياري مي‌خواست.

۱۳ شركت در ۱۵ سال

برخوردار با اينكه تحصيلات دانشگاهي نداشت،‌ داراي فكر مدرني در مديريت شركت‌هايي بود كه تاسيس مي‌كرد. اين فكر در زندگي خانوادگي او نيز نمايان بود. در 33‌سالگي تصميم به ازدواج گرفت و براي اين كار، زني را كه قبلاً ازدواج كرده بود و بچه هم داشت انتخاب كرد. اين كار با سنت رايج آن سال‌ها جور درنمي‌آمد‌ اما برخوردار اعتنايي به اين مسائل نداشت.

او در سال 38 شركت پارس‌الكتريك و در سال 47 شركت تهران‌الكتريك را براي واردات و گرفتن نمايندگي شركت‌هاي معتبر بين‌المللي بنا نهاد. او به تدريج نمايندگي شركت‌هاي توشيبا، آكائي، سان سوئي، سيكو، جنرال الكتريك، كندي، اليوتي و دووال را به دست آورد.

قوه پارس، قوه اي كه بازار راديو در ايران را متحول كرد

از سال 41 برخوردار دست به كار توليد برخي از محصولاتي شد كه وارد مي‌كرد. اين كار براي تاجر جواني كه مي‌خواست پيچيده‌ترين محصولات آن روزگار را توليد كند، خطر بزرگي محسوب مي‌شد. اولين شركتي كه تاسيس كرد، شركت باتري‌سازي بود. در سال 41 با همكاري شركت ري.او.واك امريكا، در سه قطع باتري توليد كرد كه بر آن «قوه پارس» نام نهاد. ابتدا امريكايي‌ها 85 درصد سهام شركت را در اختيار داشتند اما چند سال كه گذشت، برخوردار توانست 70 درصد سهام را از آن طرف ايراني كند. قوه پارس در 12 سال، سه كارخانه تاسيس كرد.

يك سال بعد، در سال 42 حاج محمدتقي بزرگ‌ترين كار زندگي‌اش را انجام داد و شركت پارس‌الكتريك را تاسيس كرد. او موفق شد در كارخانه‌هاي اين شركت راديو و تلويزيون بسازد و در سال 56 تلويزيون رنگي هم توليد كرد. محصولات اين كارخانه تحت ليسانس توشيبا، شاوب لورنس و بعدها گرونديك بود. پارس‌الكتريك در اوج كار خود، سالانه 200 هزار دستگاه راديو و تلويزيون توليد مي‌كرد. 

پارس توشيبا و مدرن كردن آشپزخانه‌هاي بانوان ايراني

پارس‌توشيبا كه اكنون به پارس‌خزر معروف است، از ديگر شركت‌هايي بود كه برخوردار در سال 47 پايه‌گذاري كرد. او با همكاري توشيبا و بانك توسعه صنعتي و معدني اين كار را انجام داد و در كارخانه‌هايش آبميوه‌گيري، پنكه، چرخ گوشت، بخاري، هواكش و پلوپز ساخت. قرار بود در همين شركت ماشين لباسشويي، اتو و كولر گازي هم توليد كند كه به انقلاب برخورد.

 شركت لامپ پارس توشيبا هم در همان سال شكل گرفت و لامپ رشته‌اي و فلورسنت توليد كرد. فعاليت‌هاي برخوردار به تدريج توسعه مي‌يافت و بالا رفتن قيمت نفت و رونق اقتصادي نيز به آن كمك مي‌كرد. البته او پيش از گران شدن نفت، شش شركت تاسيس كرده بود. برخوردار در سال 54 شركت لوازم خانگي پارس را با همكاري جنرال الكتريك امريكا راه‌اندازي كرد تا در ايران يخچال و فريزر و ماشين لباسشويي بسازد. اين شركت اكنون يكي از شركت‌هاي مهم لوازم خانگي ايران است. 

برخوردار تنها به لوازم خانگي بسنده نكرد. او تصميم گرفت شركت‌هايي تاسيس كند كه به طور تخصصي لوازم برقي توليد مي‌كنند. با همين فكر، در سال 51 شركت ورشكسته كالاي الكتريك را خريد تا سرپيچ و كليد و پريز توليد كند و بعدها به ساخت انواع ساعت سيكو رو آورد. در سال 54 با همكاري لگراند فرانسه و بانك توسعه صنعتي و معدني، شركت كالاي الكتريكي البرز را تاسيس كرد كه كارش توليد انواع كليد و پريز، دوشاخه، آنتن و فيش تلويزيون بود. 

شركت كشت صنعت جيرفت، عرصه فعاليت برخوردار در بخش كشاورزي

كشاورزي يكي از سنت‌ها در خاندان برخوردار بود و او در اوج روزگاري كه تلويزيون و پلوپز توليد مي‌كرد، به فكر تاسيس شركتي براي كشاورزي و صادرات محصولات خصوصاً پسته كه سنت خانوادگي‌اش بود، افتاد. در سال 51 شركت كشت و صنعت جيرفت را تاسيس كرد. اين شركت توانست يك سردخانه، كارخانه رب گوجه‌فرنگي و كارخانه تن ماهي داشته باشد. در همان دوران برخوردار به توليد فرش هم رو آورد و شركت فرش پارس را تاسيس كرد. در سال 50 اين شركت كار خود را براي توليد فرش ماشيني، موكت و موكت نمدي شروع كرد. فناوري كارخانه‌هاي اين شركت از آلمان و سوييس و انگلستان آمده بود. برخوردار توليدي لباس هم داشت. او در سال 54 شركت پوشش را راه‌اندازي كرد كه مخمل، حوله، بلوجين، جوراب و لباس زير توليد مي‌كرد. 

حاجي برخوردار و پدر تمامي صنايع مدرن ايران

حاج محمدتقي با اينكه نيروي خود را بر لوازم خانگي متمركز كرده بود اما در ديگر صنايع نيز دستي داشت. او در سال 52 سه شركت كارتن البرز، كاشي پارس و سراميك البرز را تاسيس كرد. كارخانه كارتن‌سازي او دو بار سوخت و تجهيزاتش از بين رفت اما دوباره با اصرار برخوردار احيا شد. برخوردار به عنوان سهامدار نيز در چند شركت از جمله لاميران (توليد انواع تيغ)، سيمان كرمان، آبگينه (توليد انواع شيشه) و كمپرسورسازي ايران (توليدكننده تجهيزات مورد نياز لوازم خانگي پارس) سهامدار بود. اشتياق و تبحر او در اقتصاد باعث شد به عضويت هيات مديره سه بانك و يك شركت بيمه نيز دربيايد. او در 15 سال 13 شركت تاسيس كرد و بهترين دوران توليد لوازم خانگي ايران را گذراند.

حاجي برخوردار پيرمردي كه افكارش بسيار جوان بود

روش مديريتي او نيز مدرن بود. براي مثال تبليغات براي برخوردار بسيار مهم بود. محصولاتش بروشور داشت و در شهرهاي مختلف نمايندگي مجاز داشت و سرويس سيار را براي تعمير محصولات در منازل راه‌اندازي كرد. او به تدريج در كنار شركت‌هاي توليدي تلاش كرد شركت‌هاي خدماتي و سرمايه‌گذاري مجزايي درست كند. بر اساس روش‌هاي نوين مديريت، بخش صنعت را از بخش بازرگاني و خدمات جدا كرد. به همين دليل شركت پارس‌شيد و شركت خدمات پارس را تاسيس كرد تا بخش فروش شركت لوازم خانگي پارس و پارس‌توشيبا را بر عهده بگيرند. شركت‌هاي صنعتي پارس‌توشيبا و لامپ پارس توشيبا هم شركت سرمايه‌گذاري پارس‌توشيبا را بنا نهادند تا سرمايه‌گذاري از توليد جدا باشد.

گاهي گفته شده برخوردار با توليد محصولات پيچيده در ايران، تنها مونتاژ انجام داده است اما برخي نيز در پاسخ گفته‌اند برخوردار توانست با كارخانه‌هايش، فناوري‌هاي پيچيده آن روز را وارد ايران كند و به تدريج آنها را در ايران با مديران و كارگران ايراني بسازد و در برخي موارد از شركت خارجي جدا شود. مخالفان برخوردار به او خرده گرفته‌اند كه باعث رواج مصرف‌گرايي در ايران شده است و موافقان نيز بابت بومي كردن فناوري در كارخانه‌ها او را تحسين كرده‌اند.

 تحولات سياسي و ناديده انگاشته شدن تلاش‌هاي صنعتي

از شركت‌هايي كه برخوردار تاسيس كرد، شركت پوشش‌، ري. او. واك، كشت و صنعت جيرفت و فرش پارس تعطيل شده‌اند و برخي شركت‌ها مانند لوازم خانگي پارس، پارس‌خزر، لامپ پارس، سراميك البرز و كاشي پارس به كار خود ادامه مي‌دهند. اما برخوردار پس از عمري تلاش مستمر براي صنعت لوازم خانگي،‌ آن روزها را هيچ به ياد نمي‌آورد. 13 سال پس از مصادره شدن كارخانه‌هايش‌ توانست تعدادي از آنها را بازپس گيرد اما ديگر پير شده بود و ناي كار كردن شبانه‌روزي دهه 50 را نداشت. سكته سال 74 هم به اين ناتواني افزود و به تدريج آلزايمر آن همه جوش و خروش را از او گرفت و گوشه‌اي نشاند.

 سرانجام مرد سالخورده صنعت مدرن ايران در چهارم مرداد 90 از دنيا رفت با اين حال هنوز در بسياري از خانه هاي ايرانيان يادگارهايي از تلاش‌هاي او در عرصه هاي مختلف صنعتي به چشم مي‌خورد .

منبع:http://www.tolideiran.ir

جمعه بیست و هفتم 5 1391 5:25
X